اصول و پیمان ها

بخش ها 

بخش ۱

وحی داده شده از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر، در یکم نوامبر ۱۸۳۱، در طول یک کنفرانس ویژۀ ارشدان کلیسا، که در هیرامِ اوهایو برگزار شد. وحی های بسیاری پیش از این از سوی سَروَر دریافت شده بود، و گردآوری اینها برای چاپ به شکل کتاب یکی از موضوعات اصلی تأیید شده در این کنفرانس بود. این بخش دربرگیرندۀ پیشگفتار داده شدۀ سَروَر به اصول، پیمان ها، و فرمان ها در این دوره است.

۱–۷، صدای هشدار به همۀ مردم است؛ ۸–۱۶، بی دینی و نابکاری پیش از آمدن دوّم رُخ می دهند؛ ۱۷–۲۳، جوزف اسمیت فراخوانده می شود تا راستی و قدرت های سَروَر را بر زمین بازآورَد؛ ۲۴–۳۳، کتاب مورمون پیش آورده می شود و کلیسای راستین برپا می شود؛ ۳۴–۳۶، آرامش از زمین گرفته می شود؛ ۳۷–۳۹، این فرمان ها را بررسی کنید.

بخش ۲

خلاصه ای از تاریخ جوزف اسمیت در رابطه با سخنان فرشته مورونی به جوزف اسمیتِ پیامبر، در زمانی که در خانۀ پدر پیامیر در منچسترِ نیویورک، در شب ۲۱ سپتامبر ۱۸۲۳ بود. مورونی آخرین نفر در ردیف تاریخ نویسانی بود که نگاشته ای که اینک در برابر جهان به عنوان کتاب مورمون است را نگاشت. (با ملاکی ۴‏:۵–۶ مقایسه شود؛ همچنین با بخش ۲۷‏:۹؛ ۱۱۰‏:۱۳–۱۶ و ۱۲۸‏:۱۸.)

۱، ایلیّا کشیشی را آشکار می کند؛ ۲–۳، وعده های پدران در دل فرزندان کاشته می شود.

بخش ۳

وحی داده شده به جوزف اسمیتِ پیامبر، در هارمونیِ پنسیلوانیا، جولای ۱۸۲۸، در رابطه با از دست دادن ۱۱۶ صفحه از ترجمۀ نوشته شده از نخستین بخش از کتاب مورمون، که کتاب لیحای خوانده شد. پیامبر ناخواسته گذاشته بود که محافظت این صفحات از خودش به مارتین هریس داده شود، کسی که برای مدّت کوتاهی به عنوان کاتب در ترجمۀ کتاب مورمون خدمت کرده بود. وحی از طریق اوریم و تومیم داده شد. (به بخش ۱۰ نگاه کنید.)

۱–۴، راه سَروَر یک دور جاویدان است؛ ۵–۱۵، جوزف اسمیت باید توبه کند یا هدیۀ ترجمه را از دست می دهد؛ ۱۶–۲۰، کتاب مورمون پیش می آید تا نوادگان لیحای را نجات دهد.

بخش ۴

وحی داده شده از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر به پدرش، جوزف اسمیتِ پدر، در هارمونیِ پنسیلوانیا، فوریۀ ۱۸۲۹.

۱–۴، خدمت دلیرانه خدمتگزارانِ سَروَر را نجات می دهد؛ ۵–۶، صفت های خداگونه آنها را برای خدمت واجد شرایط می کند؛ ۷، به دنبال امور خدا باید بود.

بخش ۵

وحی داده شده از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر، در هارمونیِ پنسیلوانیا، مارس ۱۸۲۹، بنا به درخواست مارتین هریس.

۱–۱۰، این نسل سخن سَروَر را از طریق جوزف اسمیت دریافت خواهد کرد؛ ۱۱–۱۸، سه شاهد از کتاب مورمون گواهی خواهند داد؛ ۱۹–۲۰، سخن سَروَر همانند زمان های پیش تأیید خواهد شد؛ ۲۱–۳۵، مارتین هریس می تواند توبه کند و یکی از سه شاهد باشد.

بخش ۶

وحی داده شده به جوزف اسمیتِ پیامبر و آلیور کادری، در هارمونیِ پنسیلوانیا، آوریل ۱۸۲۹. آلیور کادری کارش را به عنوان کاتب در ترجمۀ کتاب مورمون در ۷ آوریل ۱۸۲۹ آغاز کرد. او پیش از آن پدیدار شدنی الهی از راست بودن گواهی پیامبر در رابطه با ورقه هایی که بر آنها کتاب مورمون کنده کاری شده بود را دریافت کرده بود. پیامبر از سَروَر از طریق اوریم و تومیم جویا شده و این پاسخ را دریافت کرد.

۱–۶، کارگران در کشتزارِ سَروَر رستگاری را بدست می آورند؛ ۷–۱۳، هیچ هدیه ای بزرگتر از هدیۀ رستگاری نیست؛ ۱۴–۲۷، شاهدی از راستی با قدرت روح مقدّس می آید؛ ۲۸–۳۷، به مسیح روی آورید، و پیوسته کار نیک انجام دهید.

بخش ۷

وحی داده شده به جوزف اسمیتِ پیامبر و آلیور کادری، در هارمونیِ پنسیلوانیا، آوریل ۱۸۲۹، هنگامی که آنها از طریق اوریم و تومیم جویا شدند از اینکه آیا یوحنا، آن پیرو محبوب، در جسم باقی مانده یا مرده بود. این وحی نسخۀ ترجمه شده ای از نگاشتۀ بر پوستی است که بدست یوحنا نوشته شده و بدست خودش پنهان شده بود.

۱–۳، یوحنای محبوب تا زمانی که سَروَر می آید زندگی خواهد کرد؛ ۴–۸، پطرس، یعقوب، و یوحنا کلیدهای مُژده را دارند.

بخش ۸

وحی داده شده به آلیور کادری از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر، در هارمونیِ پنسیلوانیا، آوریل ۱۸۲۹. در طول ترجمۀ کتاب مورمون، آلیور، کسی که به عنوان کاتب به خدمت ادامه داد، گفته های پیامبر را نوشته، خواستار شد تا هدیۀ ترجمه به او عطا شود. سَروَر با اعطا کردن این وحی به دعای او پاسخ داد.

۱–۵، وحی از طریق قدرت روح القُدُس می آید؛ ۶–۱۲، آگاهی از رازهای خدا و قدرت ترجمه کردن نگاشته های باستانی از طریق ایمان می آیند.

بخش ۹

وحی داده شده از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر به آلیور کادری، در هارمونیِ پنسیلوانیا، آوریل ۱۸۲۹. به آلیور اندرز داده می شود تا صبور باشد و خواسته می شود تا، در حال حاضر، بجای اینکه تلاش به ترجمه کردن کند، در نوشتنِ گفتۀ مترجم خوشنود باشد.

۱–۶، نگاشته های باستانی دیگری هنوز هستند که باید ترجمه شوند؛ ۷–۱۴، کتاب مورمون با مطالعه کردن و با تأیید روحی ترجمه می شود.

بخش ۱۰

وحی داده شده به جوزف اسمیتِ پیامبر، در هارمونیِ پنسیلوانیا، احتمالاً حدود آوریل ۱۸۲۹، اگر چه بخش هایی شاید زودتر از آن در تابستان ۱۸۲۸ دریافت شده باشد. در این، سَروَر جوزف را از تغییراتی آگاه می کند که بدست آدمیان نابکار در ۱۱۶ صفحه از ترجمۀ کتاب لیحای، در کتاب مورمون انجام شد. این صفحاتِ دست نوشته در اختیار مارتین هریس گم شده بود، کسی که این ورقه ها برای زمانی کوتاه به او سپرده شده بود. (به سرفصلِ بخش ۳ نگاه کنید.) طرحِ پلید این بود تا منتظر بمانند تا ترجمۀ پیش بینی شدۀ دوبارۀ موضوعی که در صفحات دزدیده شده پوشش داده شده بود پیش آید و آنگاه با نشان دادن تفاوت ها از تغییرات ایجاد شده، مترجم را بی اعتبار کنند. اینکه این هدف نابکارانه توسط آن پلید تصوّر شده بود و بر سَروَر آشکار بود حتّی زمانی که مورمون، تاریخ نویس باستانیِ نیفای، در حال نوشتن خلاصه اش از ورقه های جمع آوری شده بود، در کتاب مورمون نشان داده شده است (به سخنان مورمون ۱‏:۳–۷ نگاه کنید).

۱–۲۶، شیطان انسان های نابکار را برمی انگیزد تا با کار سَروَر مخالفت کنند؛ ۲۷–۳۳، او به دنبال نابودی روان انسان ها است؛ ۳۴–۵۲، مُژده بر آنست تا از طریق کتاب مورمون به لامانیان و همۀ ملّت ها برود؛ ۵۳–۶۳، سَروَر کلیسایش و مُژده اش را در میان انسان ها برپا می کند؛ ۶۴–۷۰، او توبه کاران را در کلیسایش گرد هم خواهد آورد و اطاعت کنندگان را نجات خواهد داد.

بخش ۱۱

وحی داده شده از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر به برادرش هیرام اسمیت، در هارمونیِ پنسیلوانیا، می ۱۸۲۹. این وحی از طریق اوریم و تومیم در پاسخ به دعا و پرسش جوزف دریافت شد. تاریخچۀ جوزف اسمیت اشاره می کند که این وحی پس از بازآوری کشیشیِ هارونی دریافت شد.

۱–۶، کارگران در تاکستان رستگاری را بدست خواهند آورد؛ ۷–۱۴، به دنبال خردمندی باش، توبه را جار بزن، به روح مقدّس توکّل کن؛ ۱۵–۲۲، فرمان ها را نگه دار، و سخن سَروَر را مطالعه کن؛ ۲۳–۲۷، روح وحی و نبوّت را انکار نکن؛ ۲۸–۳۰، کسانی که مسیح را می پذیرند فرزندان خدا می شوند.

بخش ۱۲

وحی داده شده از طریق جوزف اسمیت به جوزف نایتِ پدر، در هارمونیِ پنسیلوانیا، می ۱۸۲۹. جوزف نایت بیانیه های جوزف اسمیت دربارۀ داشتن ورقه های کتاب مورمون و کار ترجمۀ در حال پیشرفت آن زمان را باور کرد و چندین بار به جوزف اسمیت و کاتب او کمک های مادی کرده بود، که آنها را قادر ساخت تا به ترجمه کردن ادامه دهند. بر اساس درخواست جوزف نایت، پیامبر از سَروَر جویا شد و این وحی را دریافت کرد.

۱–۶، کارگرانِ در تاکستان رستگاری را بدست خواهند آورد؛ ۷–۹، همۀ کسانی که خواستارند و واجد شرایط هستند می توانند در کار سَروَر کمک کنند.

بخش ۱۳

خلاصه ای از تاریخ جوزف اسمیت در بازگویی مقرّر شدن پیامبر و آلیور کادری به کشیشی هارونی، نزدیک هارمونیِ پنسیلوانیا، ۱۵ مِی ۱۸۲۹. این مقرّر کردن با دست های یک فرشته که خودش را یحیی معرّفی کرد، همان یحیی که در عهد جدید یحیی تعمید دهنده خوانده شده است، انجام شد. این فرشته توضیح داد که او تحت هدایت پطرس، یعقوب، و یوحنا رسولان باستانی، عمل می کند، کسانی که کلیدهای کشیشی بالاتر، که کشیشیِ مِلِکیصدِق خوانده می شد را داشتند. به جوزف و آلیور وعده داده شد که در زمان مناسب این کشیشی بالاتر بر آنها واگذار خواهد شد. (به بخش ۲۷‏:۷–۸، ۱۲ نگاه کنید.)

کلیدها و قدرت های کشیشی هارونی بیان می شود.

بخش ۱۴

وحی داده شده از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر به دیوید ویتمر، در فایِتِ نیویورک، ژوئن ۱۸۲۹. خانوادۀ ویتمر در ترجمۀ کتاب مورمون بسیار علاقمند شده بودند. پیامبر سکونت خود را در خانۀ پیتر ویتمرِ پدر قرار داد، جایی که او ساکن بود تا زمانی که کار ترجمه تا پایان ادامه یافت و حق چاپ بر کتاب در حال آماده شدن بدست آمد. سه تا از پسران ویتمر، هر کدام نسبت به اصل بودن این کار گواهی دریافت کرده، عمیقاً به تکلیف شخصی خود اهمیّت می دادند. این وحی و دو تا پس از آن (بخش ۱۵ و ۱۶) در پاسخ به این پرسش از طریق اوریم و تومیم داده شدند. دیوید ویتمر پس از آن یکی از سه شاهد کتاب مورمون شد.

۱–۶، کارگران در تاکستان رستگاری را بدست خواهند آورد؛ ۷–۸، زندگی جاویدان بزرگترین هدیۀ خداست؛ ۹–۱۱، مسیح آسمان ها و زمین را آفرید.

بخش ۱۵

وحی داده شده از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر به جان ویتمر، در فایِتِ نیویورک، ژوئن ۱۸۲۹. (به سرفصل بخش ۱۴ نگاه کنید). این پیام شخصی بگونه ای صمیمی و مؤثر است که سَروَر از چیزی که تنها برای جان ویتمر و خودش آشکار بوده می گوید. جان ویتمر پس از آن یکی از هشت شاهد کتاب مورمون شد.

۱–۲، بازوی سَروَر بر بالای همۀ زمین است؛ ۳–۶، موعظۀ مُژده و نجات روان ها با ارزشترین چیز است.

بخش ۱۶

وحی داده شده از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر به پیتر ویتمرِ پسر، در فایِتِ نیویورک، ژوئن ۱۸۲۹ (به سرفصل بخش ۱۴ نگاه کنید). پیتر ویتمرِ پسر، پس از آن یکی از هشت شاهد کتاب مورمون شد.

۱–۲، بازوی سَروَر بر بالای همۀ زمین است؛ ۳–۶، موعظۀ مُژده و نجات روان ها با ارزشترین چیز است.

بخش ۱۷

وحی داده شده از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر به آلیور کادری، دیوید ویتمر، و مارتین هریس، در فایِتِ نیویورک، ژوئن ۱۸۲۹، پیش از مشاهدۀ ورقه های کنده کاری شده ای که دربرگیرندۀ نگاشتۀ کتاب مورمون بود. جوزف و کاتب او، آلیور کادری، از ترجمۀ ورقه های کتاب مورمون فهمیده بودند که سه شاهد ویژه برگزیده خواهند شد (عاتر ۵‏:۲–۴؛ ۲ نیفای ۱۱‏:۳؛ ۲۷‏:۱۲) آلیور کادری، دیوید ویتمر، و مارتین هریس با یک خواستۀ الهام شده برانگیخته شدند تا آن سه شاهد ویژه باشند. پیامبر از سَروَر جویا شد، و این وحی در پاسخ از طریق اوریم و تومیم داده شد.

۱–۴، از طریق ایمان آن سه شاهد ورقه ها و چیزهای مقدّس دیگری را خواهند دید؛ ۵–۹، مسیح از الهی بودن کتاب مورمون گواهی می دهد.

بخش ۱۸

وحی داده شده به جوزف اسمیتِ پیامبر، آلیور کادری، و دیوید ویتمر، در فایِتِ نیویورک، ژوئن ۱۸۲۹. به نظر پیامبر، این وحی ”فراخوانی دوازده رسول در این روزهای آخر، و نیز رهنمودهایی در ارتباط با ساختن کلیسا“ را آشکار کرد.

۱–۵، نوشته های مقدّس چگونگی برپا کردن کلیسا را نشان می دهند؛ ۶–۸، جهان در نابکاری در حال رسیدن است؛ ۹–۱۶، ارزش روان ها بزرگ است؛ ۱۷–۲۵، برای بدست آوردن رستگاری، آدمیان باید نام مسیح را بر خود بگیرند؛ ۲۶–۳۶، فراخوانی و مأموریت مذهبی دوازده رسول آشکار می شود؛ ۳۷–۳۹، آلیور کادری و دیوید ویتمر به جستجوی دوازده رسول برمی آیند؛ ۴۰–۴۷، برای بدست آوردن رستگاری، آدمیان باید توبه کرده، تعمید شوند، و فرمان ها را نگه دارند.

بخش ۱۹

وحی داده شده از طریق جوزف اسمیت، در منچسترِ نیویورک، احتمالاً در تابستان ۱۸۲۹. در تاریخچه اش، پیامبر آن را به عنوان ”فرمانی از سوی خدا، از سوی او که جاویدان است، و نه از سوی انسان، به مارتین هریس داده شده“ معرفی می کند.

۱–۳، مسیح همۀ قدرت ها را دارد؛ ۴–۵، همۀ آدمیان باید توبه کنند یا زجر بکشند؛ ۶–۱۲، مجازات ابدی مجازاتی از سوی خدا است؛ ۱۳–۲۰، مسیح برای همه زجر کشید، که آنها اگر توبه کنند زجر نکشند؛ ۲۱–۲۸، مُژدۀ توبه را موعظه کن؛ ۲۹–۴۱، نوید خوش را اعلام کن.

بخش ۲۰

وحی داده شده از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر دربارۀ سازمان و ادارۀ کلیسا، در فایِتِ نیویورک یا نزدیک آن. بخش هایی از این وحی شاید در آغاز تابستان ۱۸۲۹ داده شده باشد. وحی کامل، در آن زمان شناخته شده به عنوان ارکان و پیمان ها احتمالاً درست پس از ۶ آوریل ۱۸۳۰ ثبت شد (روزی که کلیسا سازماندهی شد). پیامبر نوشت، ”ما از او [عیسی مسیح] با روح نبوّت و وحی، چیزهای زیر را بدست آوردیم؛ که نه تنها به ما اطلاعات زیادی داد، بلکه به روز دقیقی اشاره کرد که در آن، برپایۀ خواست و فرمان او، ما بایستی به سازماندهی کلیسای او یکبار دیگر در اینجا بر روی زمین بپردازیم.“

۱–۱۶، کتاب مورمون الهی بودن کارِ زمان آخر را ثابت می کند؛ ۱۷–۲۸، اصول آفرینش، فرو افتادن، کفّاره، و تعمید تأیید می شوند؛ ۲۹–۳۷، قوانین ادارۀ آیین توبه، بیگناه شمرده شدن، تقدیس، و تعمید ارائه می شود؛ ۳۸–۶۷، تکلیف های ارشدان، کشیشان، آموزگاران، و خادمان خلاصه شده است؛ ۶۸–۷۴، تکلیف های اعضا، برکت دادن بچه ها، و شیوۀ تعمید آشکار می شوند؛ ۷۵–۸۴، نیایش های آیین شام آخر و آیین نامه های ادارۀ عضویّت کلیسا داده می شوند.

بخش ۲۱

وحی داده شده به جوزف اسمیتِ پیامبر، در فایِتِ نیویورک، ۶ آوریل ۱۸۳۰. این وحی در سازمان دادنِ کلیسا در تاریخی که ذکر شده، در خانۀ پیتر ویتمرِ پدر داده شد، شش مرد که پیش از آن تعمید یافته بودند، شرکت داشتند. این اشخاص همگی به اتفاق آراء خواسته و تصمیم خود را در سازماندهی، برپایۀ فرمان خدا (به بخش ۲۰ نگاه کنید) بیان کردند. آنها همچنین به پذیرفتن و پشتیبانی از جوزف اسمیتِ پسر و آلیور کادری به عنوان مدیران اجرایی کلیسا رأی دادند. با گذاردن دست ها، جوزف سپس آلیور را یک ارشد کلیسا مقرّر کرد، و آلیور به همان گونه جوزف را مقرّر کرد. پس از اجرای آیین شام آخر، جوزف و آلیور بر سر شرکت کنندگان جداگانه برای عطا کردن روح القُدس و برای تایید هر کدام به عنوان عضوی از کلیسا دست گذاردند.

۱–۳، جوزف اسمیت فراخوانده می شود تا رائی، مترجم، پیامبر، رسول، و ارشد باشد؛ ۴–۸، سخنان او آرمان صهیون را هدایت خواهد کرد؛ ۹–۱۲، مقدّسین سخنان او را هنگامی که او از طریق تسلّی دهنده سخن می گوید باور خواهند کرد.

بخش ۲۲

وحی داده شده از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر، در منچسترِ نیویورک، ۱۶ آوریل ۱۸۳۰. این وحی به دلیل برخی که پیش از آن تعمید یافته بودند، وخواستار بودند بدون دوباره تعمید یافتن به کلیسا بپیوندند، به کلیسا داده شد.

۱، تعمید یافتن یک پیمان نو و ابدی است؛ ۲–۴، تعمید یافتنِ معتبر الزامی است.

بخش ۲۳

مجموعه ای از پنج وحیِ داده شده از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر، در منچسترِ نیویورک، آوریل ۱۸۳۰، به آلیور کادری، هیرام اسمیت، سموئیل هریسون اسمیت، جوزف اسمیتِ پدر، و جوزف نایتِ پدر. در نتیجۀ خواستۀ مشتاقانۀ پنج شخص نامبرده دربارۀ دانستنِ تکلیف های شخصی خودشان، پیامبر از سَروَر جویا شد و برای هر کدام یک وحی دریافت کرد.

۱–۷، این پیروانِ نخستین فراخوانده می شوند تا موعظه کنند، نصیحت کنند، و کلیسا را نیرومند کنند.

بخش ۲۴

وحی داده شده به جوزف اسمیتِ پیامبر و آلیور کادری، در هارمونیِ پنسیلوانیا، جولای ۱۸۳۰. با وجودی که کمتر از چهار ماه از زمان سازماندهی کلیسا نگذشته بود، آزارها شدید شده بود، و رهبران مجبور بودند برای مدتی به دنبال گوشه ای امن باشند. سه وحی آمده در زیر، در این زمان داده شد تا آنها را نیرومند و تشویق کند، و آموزش دهد.

۱–۹، جوزف اسمیت فراخوانده می شود تا ترجمه کند، موعظه کند، و نوشته های مقدّس را توضیح دهد؛ ۱۰–۱۲، آلیور کادری فراخوانده می شود تا مُژده را موعظه کند؛ ۱۳–۱۹، قانون دربارۀ معجزه ها، نفرین ها، تکان دادن خاک پاها، و رفتن بدون کیسۀ پول یا کوله بار آشکار می شود.

بخش ۲۵

وحی داده شده از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر، در هارمونیِ پنسیلوانیا، جولای ۱۸۳۰ (به سرفصلِ بخش ۲۴ نگاه کنید). این وحی خواستِ سَروَر را برای اِما اسمیت، همسر پیامبر پدیدار می کند.

۱–۶، اِما اسمیت، یک بانوی برگزیده، فراخوانده می شود تا به شوهرش یاری و تسلّی دهد؛ ۷–۱۱، او همچنین فراخوانده می شود تا بنویسد، نوشته های مقدّس را توضیح دهد، و سرودهای روحانی را برگزیند؛ ۱۲–۱۴، سرود پرهیزکاران یک نیایش بر سَروَر است؛ ۱۵–۱۶، مبادیِ اطاعت در این وحی در مورد همه صادق است.

بخش ۲۶

وحی داده شده به جوزف اسمیتِ پیامبر، آلیور کادری، و جان ویتمر، در هارمونیِ پنسیلوانیا، جولای ۱۸۳۰ (به سرفصل بخش ۲۴ نگاه کنید).

۱، به آنها آموزش داده می شود تا نوشته های مقدّس را مطالعه و موعظه کنند؛ ۲، قانون موافقت همگانی تایید می شود.

بخش ۲۷

وحی داده شده به جوزف اسمیتِ پیامبر، در هارمونیِ پنسیلوانیا، آگوست ۱۸۳۰. در آماده سازی برای جلسۀ مذهبی که در آن مراسم آیین شام آخر نان و شراب بایستی اجرا می شد، جوزف رفت تا شراب بدست آوَرد. او از سوی یک فرستادۀ آسمانی دیدار شد و این وحی را دریافت کرد، بخشی از آن که در آن زمان و بقیۀ آن در سپتامبر بعدی نوشته شد. اینک آب بجای شراب در جلسات آیین شام آخر در کلیسا بکار برده می شود.

۱–۴، نشانه هایی که در میل کردن از آیین شام آخر بایستی بکار رود بیان می شود؛ ۵–۱۴، مسیح و خدمتگزارانش از همه دوره ها بایستی از آیین شام آخر میل کنند؛ ۱۵–۱۸، زِره کامل خدا را بر تن کنید.

بخش ۲۸

وحی داده شده از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر به آلیور کادری، در فایِتِ نیویورک، سپتامبر ۱۸۳۰. هیرام پیج، یک عضو کلیسا، سنگ ویژه ای داشت و به دریافت وحی با کمک آن در بارۀ برپا کردن صهیون و نظام کلیسا ادعا کرده بود. چندین عضو کلیسا با این ادعاها فریب خورده بودند، و حتّی آلیور کادری به اشتباه تحت تاثیر آن قرار گرفته بود. درست پیش از کنفرانس تعیین شده، پیامبر دربارۀ این موضوع از سَروَر مشتاقانه جویا شد، و این وحی بدنبال آن آمد.

۱–۷، جوزف اسمیت کلیدهای رازها را در دست دارد، و تنها او وحی برای کلیسا دریافت می کند؛ ۸–۱۰، آلیور کادری بایستی به موعظه کردن به لامانیان بپردازد؛ ۱۱–۱۶، شیطان هیرام پیج را فریب داد و به او وحی های دروغین داد.

بخش ۲۹

وحی داده شده از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر، در حضور شش ارشد، در فایِتِ نیویورک، سپتامبر ۱۸۳۰. این وحی چند روز پیش از کنفرانس، که شروع آن در ۲۶ سپتامبر ۱۸۳۰ بود، داده شد.

۱–۸، مسیح برگزیدگانش را گرد هم می آورد؛ ۹–۱۱، آمدن او هزاره را می آورد؛ ۱۲–۱۳، آن دوازده تن همۀ اسرائیل را داوری خواهند کرد؛ ۱۴–۲۱، نشانه ها، بلاها، و ویرانی ها پیش از آمدن دوّم رخ خواهند داد؛ ۲۲–۲۸، آخرین رستاخیز و داوری نهایی پس از هزاره می آید؛ ۲۹–۳۵، همۀ چیزها بر سَروَر روحی هستند؛ ۳۶–۳۹، اهریمن و سپاهیانش از بهشت بیرون انداخته شدند تا آدمی را وسوسه کنند؛ ۴۰–۴۵، فرو افتادن و کفّاره، رستگاری را می آورند؛ ۴۶–۵۰، بچه های کوچک از طریق کفّاره بازخرید می شوند.

بخش ۳۰

وحی داده شده از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر به دیوید ویتمر، پیتر ویتمرِ پسر، و جان ویتمر، در فایِتِ نیویورک، سپتامبر ۱۸۳۰، درست پس از کنفرانس سه روزه در فایِت، ولی پیش از اینکه ارشدان کلیسا جدا شوند. نخستین بار این مطلب به عنوان سه وحی چاپ شد؛ آن مطلب بدست پیامبر در یک بخش برای ویرایش ۱۸۳۵ اصول و پیمان ها بهم پیوسته شد.

۱–۴، دیوید ویتمر برای کوتاهی کردن در خدمتِ مستمر نکوهش می شود؛ ۵–۸، پیتر ویتمرِ پسر بایستی همراه آلیور کادری به سفر تبلیغ مذهب نزد لامانیان برود؛ ۹–۱۱، جان ویتمر فراخوانده می شود تا مُژده را موعظه کند.

بخش ۳۱

وحی داده شده از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر به توماس بالدوین مارش، سپتامبر ۱۸۳۰. این رویداد درست پس از کنفرانس کلیسا (به سرفصل بخش ۳۰ نگاه کنید) بود. توماس بالدوین مارش پیش از آن در آن ماه تعمید یافته و به عنوان یک ارشد در کلیسا پیش از اینکه این وحی داده شود مقرّر شده بود.

۱–۶، توماس بالدوین مارش فراخوانده می شود تا مُژده را موعظه کند و از رفاه خانواده اش اطمینان داده می شود؛ ۷–۱۳، به او پند داده می شود تا صبور باشد، همیشه نیایش کند، و تسلّی دهنده را دنبال کند.

بخش ۳۲

وحی داده شده از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر به پارلی پارکر پرَت و زیبا پیترسون، در منچسترِ نیویورک، اوائل اکتبر ۱۸۳۰. علاقه و میل زیادی توسّط ارشدان دربارۀ لامانیان احساس می شد، از کسانی که برکات پیش گویی شدۀ آنها را کلیسائیان از کتاب مورمون فهمیده بودند. به دنبال آن، دعا کردند که سَروَر خواست خود را نشان دهد به اینکه آیا ارشدان در آن زمان به قبیله های بومیان امریکا در غرب فرستاده شوند یا نه. این وحی به دنبال آن آمد.

۱–۳، پارلی پارکر پرَت و زیبا پیترسون فراخوانده می شوند تا به لامانیان موعظه کنند و آلیور کادری و پیتر ویتمرِ پسر را همراهی کنند؛ ۴–۵، آنها بایستی برای فهمیدن نوشته های مقدّس نیایش کنند.

بخش ۳۳

وحی داده شده از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر به عزرا تایرا و نورتراپ سوئیت، در فایِتِ نیویورک، اکتبر ۱۸۳۰. در معرفی این وحی، تاریخچۀ جوزف اسمیت تأیید می کند که ”سَروَر … همیشه آماده است تا به کسانی که با ایمان با کوشایی در جستجو هستند آموزش دهد.“

۱–۴، کارگران فراخوانده می شوند تا مُژده را در یازدهمین ساعت اعلام کنند؛ ۵–۶، کلیسا برپا می شود، و برگزیدگان بایستی گردهم آورده شوند؛ ۷–۱۰، توبه کنید، زیرا ملکوتِ آسمان نزدیک است؛ ۱۱–۱۵، کلیسا بر صخرۀ مُژده برپا می شود؛ ۱۶–۱۸، برای آمدن داماد آماده شوید.

بخش ۳۴

وحی داده شده از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر به اورسون پرَت، در فایِتِ نیویورک، ۴ نوامبر ۱۸۳۰. برادر پرَت در آن زمان نوزده ساله بود. او شش هفته پیش از آن هنگامی که برای نخستین بار موعظه کردن مُژدۀ بازآورده شده را از برادر بزرگترش، پارلی پارکر پرَت شنید گرویده و تعمید یافته بود. این وحی در خانۀ پیتر ویتمرِ پدر دریافت شد.

۱–۴، ایمانداران از طریق کفاره فرزندان خدا می شوند؛ ۵–۹، موعظه کردن مُژده راه را برای آمدن دوّم آماده می کند؛ ۱۰–۱۲، نبوّت با قدرت روح القُدس می آید.

بخش ۳۵

وحی داده شده به جوزف اسمیتِ پیامبر و سیدنی ریگدون، در فایِتِ نیویورک یا نزدیک آن، ۷ دسامبر ۱۸۳۰. در این زمان، پیامبر کمابیش هر روز را به ترجمه کردن کتاب مقدّس می پرداخت. این ترجمه از اوایل ژوئن ۱۸۳۰ آغاز شده بود، و هر دو آلیور کادری و جان ویتمر به عنوان کاتب خدمت کرده بودند. از آنجایی که آنها اینک به تکلیف های دیگری فراخوانده شده بودند، سیدنی ریگدون با تعیین الهی فراخوانده شده تا به عنوان کاتبِ پیامبر در این کار (به آیۀ ۲۰ نگاه کنید) خدمت کند. به عنوان پیشگفتاری بر نگاشتۀ این وحی، تاریخچۀ جوزف اسمیت چنین می گوید: ”در دسامبر سیدنی ریگدون [از اوهایو] آمد تا از سَروَر جویا شود، و همراه او ادوارد پارتریج آمد. … کمی پس از رسیدن این دو برادر، بدین گونه سَروَر سخن گفت.“

۱–۲، چگونه آدمیان می توانند فرزندان خدا شوند؛ ۳–۷، سیدنی ریگدون فراخوانده می شود تا تعمید دهد و روح القُدس را عطا کند؛ ۸–۱۲، نشانه ها و معجزه ها از طریق ایمان انجام می شوند؛ ۱۳–۱۶، خدمتگزارانِ سَروَر ملت ها را با قدرت روح غربال خواهند کرد؛ ۱۷–۱۹، جوزف اسمیت کلیدهای رازها را در دست دارد؛ ۲۰–۲۱، برگزیدگان تا روز آمدنِ سَروَر تاب خواهند آورد؛ ۲۲–۲۷، اسرائیل نجات خواهد یافت.

بخش ۳۶

وحی داده شده از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر به اِدوارد پارتریج، نزدیک فایِتِ نیویورک، ۹ دسامبر ۱۸۳۰ (به سرفصل بخش ۳۵ نگاه کنید). تاریخچۀ جوزف اسمیت چنین می گوید که ادوارد پارتریج ”نمونه ای از پارسایی بود، و یکی از مردان بزرگ سَروَر.“

۱–۳، سَروَر با دست سیدنی ریگدون دستش را بر سر ادوارد پارتریج می گذارد؛ ۴–۸، هر مردی که مُژده و کشیشی را دریافت کند فراخوانده می شود تا پیش رفته و موعظه کند.

بخش ۳۷

وحی داده شده به جوزف اسمیتِ پیامبر و سیدنی ریگدون، نزدیک فایِتِ نیویورک، دسامبر ۱۸۳۰. در اینجا نخستین فرمان دربارۀ یک گردهم آیی در این دوره داده می شود.

۱–۴، مقدّسین فراخوانده می شوند تا در اوهایو گردهم آیند.

بخش ۳۸

وحی داده شده از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر، در فایِتِ نیویورک، ۲ ژانویه ۱۸۳۱. این رویداد یک کنفرانس کلیسا بود.

۱–۶، مسیح همۀ چیزها را آفرید؛ ۷–۸، او در میان مقدّسین خود است، کسانی که بزودی او را خواهند دید؛ ۹–۱۲، همۀ بشریّت در برابر او فاسد شده است؛ ۱۳–۲۲، او سرزمینِ موعودی برای مقدّسین خود در این زمان و در جاودانگی نگه داشته است؛ ۲۳–۲۷، به مقدّسین فرمان داده می شود تا یکی شده و یکدیگر را به عنوان برادر ارج نهند؛ ۲۸–۲۹، جنگها پیش گویی می شوند؛ ۳۰–۳۳، به مقدّسین از آن بالا قدرت داده می شود تا به میان همۀ ملّت ها پیش روند؛ ۳۴–۴۲، به کلیسا فرمان داده می شود تا از بینوایان و نیازمندان مراقبت کنند و به دنبال ثروت های جاویدان باشند.

بخش ۳۹

وحی داده شده از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر به جیمز کاول، در فایِتِ نیویورک، ۵ ژانویه ۱۸۳۱. جیمز کاول، که برای حدود چهل سال یک خدمتگزار متودیست بود، با سَروَر پیمان بست که از هر فرمانی که سَروَر از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر به او بدهد فرمان بَرَد.

۱–۴، مقدّسین قدرت دارند تا فرزندان خدا شوند؛ ۵–۶، پذیرفتن مُژده پذیرفتن مسیح است؛ ۷–۱۴، به جیمز کاول فرمان داده می شود تا تعمید یافته و در تاکستان سَروَر کار کند؛ ۱۵–۲۱، خدمتگزاران سَروَر بایستی مُژده را پیش از آمدن دوّم موعظه کنند؛ ۲۲–۲۴، کسانی که مُژده را دریافت می کنند در این زمان و در جاودانگی گردهم آورده خواهند شد.

بخش ۴۰

وحی داده شده به جوزف اسمیتِ پیامبر و سیدنی ریگدون، در فایِتِ نیویورک، ۶ ژانویه ۱۸۳۱. در مقدّمۀ نگاشتۀ این وحی، تاریخچۀ پیامبر چنین می گوید، ”هنگامی که جیمز [کاول] سخن سَروَر را رد کرد، و به مبادی و مردم پیشین خود بازگشت، سَروَر به من و سیدنی ریگدون وحی زیر را داد“ (به بخش ۳۹ نگاه کنید).

۱–۳، ترس از آزار و نگرانی های جهان سبب رد کردن مُژده می شود.

بخش ۴۱

وحی داده شده از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر به کلیسا، در کِرتلندِ اوهایو، ۴ فوریه ۱۸۳۱. این وحی پیامبر و ارشدانِ کلیسا را راهنمایی می کند که برای دریافت ”قانونِ“ خدا، نیایش کنند (به بخش ۴۲ نگاه کنید). جوزف اسمیت تازه از نیویورک به کِرتلند رسیده بود، و لیمان کاپلی، یک عضو کلیسای در نزدیکی تامپسون اوهایو، ”از برادر جوزف و سیدنی [ریگدون] درخواست کرد … با او زندگی کنند و او برای آنها خانه و آذوقه فراهم خواهد کرد.“ وحی زیر روشن می کند که جوزف و سیدنی کجا بایستی زندگی کنند و همچنین ادوارد پارتریج را فرا می خواند تا نخستین اسقف کلیسا باشد.

۱–۳، ارشدان، کلیسا را با روح وحی اداره خواهند کرد؛ ۴–۶، پیروان راستین قانون سَروَر را پذیرفته و نگه خواهند داشت؛ ۷–۱۲، ادوارد پارتریج به عنوان اسقف بر کلیسا نامیده می شود.

بخش ۴۲

وحی داده شده در دو بخش از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر، در کِرتلندِ اوهایو، ۹ و ۲۳ فوریه ۱۸۳۱. بخش نخست، دربرگیرندۀ آیه های ۱ تا ۷۲ است که در حضور دوازده ارشد و در برآورده کردن وعده ای که سَروَر پیش از آن داده بود که ”قانون“ در اوهایو داده خواهد شد (به بخش ۳۸‏:۳۲ نگاه کنید) دریافت شد. بخش دوّم دربرگیرندۀ آیه های ۷۳ تا ۹۳ است. پیامبر این وحی را با عنوان ”پذیرفتن قانون کلیسا“ مشخّص می کند.

۱–۱۰، ارشدان فراخوانده می شوند تا مُژده را موعظه کنند، گرویدگان را تعمید دهند، و کلیسا را برپا کنند؛ ۱۱–۱۲، آنها باید فراخوانده شده و مقرّر شوند تا مبادیِ مُژده را که در نوشته های مقدّس یافت می شود آموزش دهند؛ ۱۳–۱۷، آنها بایستی با قدرت روح آموزش داده و نبوّت کنند؛ ۱۸–۲۹، به مقدّسین فرمان داده می شود که نکشند، ندزدند، دروغ نگویند، زِنا نکنند، و علیه همدیگر سخن پلید نگویند؛ ۳۰–۳۹، قوانین ادارۀ تخصیص دادن دارایی ها پیش ارائه می شوند؛ ۴۰–۴۲، غرور و تنبلی محکوم می شود؛ ۴۳–۵۲، بیماران بایستی از طریق دست بر سر گذاردن و با ایمان شفا داده شوند؛ ۵۳–۶۰، نوشته های مقدّس کلیسا را اداره می کنند و بایستی به جهان اعلام شوند؛ ۶۱–۶۹، مکان اورشلیم نو و رازهای ملکوت آشکار خواهند شد؛ ۷۰–۷۳، دارایی های تخصیص داده شده بایستی برای پشتیبانی از مدیران کلیسا بکار برده شوند؛ ۷۴–۹۳، قوانین برخورد با فحشا، زِنا، کشتن، دزدی، و اعتراف به گناهان ارائه می شوند.

بخش ۴۳

وحی داده شده از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر، در کِرتلندِ اوهایو، در فوریه ۱۸۳۱. در این زمان برخی از اعضای کلیسا از سوی مردمی که با عنوان دریافت کنندگان وحی ادعاهای دروغینی می کردند آشفته شدند. پیامبر از سَروَر جویا شد و این پیام که به ارشدان کلیسا بود را دریافت کرد. بخش نخست با امور ادارۀ کلیسا سر و کار دارد؛ بخش بعدی دربرگیرندۀ هشداری است که ارشدان بایستی به ملّت های زمین بدهند.

۱–۷، وحی ها و فرمان ها تنها از طریق آنکه تعیین شده است می آیند؛ ۸–۱۴، مقدّسین با رفتاری در کمال قداست در برابر سَروَر تقدیس می شوند؛ ۱۵–۲۲، ارشدان پیش فرستاده می شوند تا توبه را فریاد کنند و آدمیان را برای آن روز بزرگِ سَروَر آماده کنند؛ ۲۳–۲۸، سَروَر با صدای خودش و از طریق نیروهای طبیعت آدمیان را فرا می خواند؛ ۲۹–۳۵، هزاره و دربند شدنِ شیطان خواهد آمد.

بخش ۴۴

وحی داده شده به جوزف اسمیتِ پیامبر و سیدنی ریگدون، در کِرتلندِ اوهایو، در نیمۀ دوّم فوریه ۱۸۳۱. در برآورده کردن نیازی که در این وحی ارائه شده، کلیسا کنفرانسی را تعیین کرد تا در ابتدای ماه ژوئن که در پیش بود برگزار شود.

۱–۳، ارشدان بایستی در کنفرانس گردهم آیند؛ ۴–۶، آنها بایستی برپایۀ قوانین سرزمین و برای مراقبت کردن از بینوایان سازماندهی شوند.

بخش ۴۵

وحی داده شده از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر به کلیسا، در کِرتلندِ اوهایو، ۷ مارس ۱۸۳۱. در پیشگفتار نگاشتۀ این وحی، تاریخچۀ جوزف اسمیت چنین می گوید ”در این بُرهۀ زمانی کلیسا … گزارش های دروغین بسیاری … و داستان های چرندی، منتشر شدند … و پخش شدند، … تا مردم را از بررسی کردن این کار، یا پذیرفتن این ایمان باز دارند … ولی برای شادی مقدّسین، … من شرح زیر را دریافت کردم.“

۱–۵، مسیح شفیع ما نزد پدر است؛ ۶–۱۰، مُژده یک پیام آور است تا راه را برای سَروَر آماده کند؛ ۱۱–۱۵، خنوخ و برادارانش توسّط سَروَر به نزد خودش پذیرفته شدند؛ ۱۶–۲۳، مسیح نشانه های آمدنش را همان گونه که روی کوه زیتون داده شد آشکار کرد؛ ۲۴–۳۸، مُژده بازآورده خواهد شد، دوران غیریهودیان برآورده خواهد شد، و بیماریِ ویران کننده ای سرزمین را خواهد پوشاند؛ ۳۹–۴۷، نشانه ها، شگفتی ها، و رستاخیز با آمدن دوّم می آیند؛ ۴۸–۵۳، مسیح روی کوه زیتون خواهد ایستاد، و یهودیان زخم ها در دستها و پاهایش را خواهند دید؛ ۵۴–۵۹، سَروَر در طول هزاره فرمانروایی خواهد کرد؛ ۶۰–۶۲، به پیامبر گفته می شود تا ترجمۀ عهد جدید را، از طریق اطلاعات مهّمی که آشکار خواهد شد آغاز کند؛ ۶۳–۷۵، به مقدّسین فرمان داده می شود تا گردهم آمده و اورشلیم نو را، برای مردمش که از همۀ ملّت ها خواهند آمد بسازند.

بخش ۴۶

وحی داده شده از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر به کلیسا، در کِرتلندِ اوهایو، ۸ مارس ۱۸۳۱. در این دورۀ نخستِ کلیسا، یک شیوۀ یکسان برای برگزاری خدمات کلیسا هنوز تهیه نشده بود. با این وجود، رسمِ پذیرفتنِ تنها اعضا و حقیقت جویانِ مشتاق به جلسات آیین شام آخر و دیگر گردهم آیی های کلیسا تا اندازه ای عمومی شده بود. این وحی، خواست سَروَر را دربارۀ اداره کردن و برگزاری جلسات و هدایت او در جستجو و تشخیصِ هدیه های روح بیان می کند.

۱–۲، ارشدان بایستی جلسات را آنگونه که از سوی روح مقدّس راهنمایی می شوند برگزار کنند؛ ۳–۶، جستجوگرانِ حقیقت نبایستی از خدمات آیین شام آخر محروم شوند؛ ۷–۱۲، از خدا جویا شوید و بدنبال هدیه های روح باشید؛ ۱۳–۲۶، شماری از برخی از این هدیه ها داده شده است؛ ۲۷–۳۳، به رهبران کلیسا قدرت داده شده است تا هدیه های روح را تشخیص دهند.

بخش ۴۷

وحی داده شده از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر، در کِرتلندِ اوهایو، ۸ مارس ۱۸۳۱. جان ویتمر، کسی که پیش از آن به عنوان دفتردارِ پیامبر خدمت می کرد، در ابتدا شک داشت هنگامی که از او خواسته شد تا به عنوان تاریخ نویس و کاتب کلیسا، به جای آلیور کادری، خدمت کند. او نوشت، ”من ترجیح می دهم این کار را نکنم ولی دیدم که خواست سَروَر بایستی انجام شود، و اگر او خواستار این است، من خواستارم که او آن را از طریق جوزف اسمیتِ رائی پدیدار کند.“ پس از اینکه جوزف اسمیت این وحی را دریافت کرد، جان ویتمر پذیرفت و در وظیفۀ تعیین شده اش خدمت کرد.

۱–۴، جان ویتمر برگزیده می شود تا تاریخچۀ کلیسا را ثبت کند و برای پیامبر بنویسد.

بخش ۴۸

وحی داده شده از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر، در کِرتلندِ اوهایو، ۱۰ مارس ۱۸۳۱. پیامبر از سَروَر نسبت به شیوۀ روند تهیۀ زمین برای اسکان دادن مقدّسین جویا شده بود. این موضوعِ مهمی از نظر مهاجرت اعضای کلیسا از شرق ایالات متحده بود، در اطاعت از فرمان سَروَر که آنها بایستی در اوهایو گردهم آیند (به بخش های ۳۷‏:۱–۳؛ ۴۵‏:۶۴ نگاه کنید).

۱–۳، مقدّسین در اوهایو بایستی برادرانشان را در زمین هایشان سهیم کنند؛ ۴–۶، مقدّسین بایستی زمین بخرند، شهری بنا کنند، و از اندرز مدیران اجرایی شان پیروی کنند.

بخش ۴۹

وحی داده شده از طریق جوزف اسمیت پیامبر به سیدنی ریگدون، پارلی پارکر پرَت، و لیمان کاپلی، در کِرتلندِ اوهایو، ۷ می ۱۸۳۱. لیمان کاپلی مُژده را پذیرفته بود ولی هنوز به برخی از آموزش های شِیکرها (جامعۀ متحده ایمانداران به پدیدار شدن دوّم مسیح)، که پیش از آن تعلق داشت اعتقاد داشت. برخی از این باورهای شِیکرها این بود که آمدن دوّم مسیح پیش از این رُخ داده است و اینکه او به شکل یک زن، آن لی، پدیدار شده است. آنها تعمید یافتن با آب را ضروری نمی دانستند. آنها ازدواج را رد می کردند و به زندگی مجردی کامل ایمان داشتند. برخی از شیکرها همچنین خوردن گوشت را مَنع کرده بودند. در پیشگفتار این وحی، تاریخچۀ جوزف اسمیت چنین می گوید، ”به منظور داشتن درک کاملتری در این موضوع، من از سَروَر جویا شدم، و شرح زیر را دریافت کردم،“ آن وحی نادرست بودنِ برخی از برداشت های اساسی گروه شِیکر را اثبات می کند. برادران ذکر شده یک کُپی از این وحی را برای انجمن شِیکر (نزدیک کلیولند اوهایو) بردند و آن را به طور کامل خواندند، ولی آن رد شد.

۱–۷، روز و ساعت آمدن مسیح تا زمانی که او می آید ناشناخته باقی خواهد ماند؛ ۸–۱۴، آدمیان باید توبه کنند، به مُژده ایمان آورند، و آیین ها را رعایت کنند تا رستگاری را بدست آورند؛ ۱۵–۱۶، ازدواج از سوی خدا مقرّر شده است؛ ۱۷–۲۱، خوردن گوشت تأیید می شود؛ ۲۲–۲۸، صهیون شکوفا خواهد شد و لامانیان همانند گُل سرخ پیش از آمدن دوّم غنچه خواهند داد.

بخش ۵۰

وحی داده شده از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر، در کِرتلندِ اوهایو، ۹ می ۱۸۳۱. تاریخچۀ جوزف اسمیت چنین می گوید که برخی از ارشدان پدیدار شدن روح های گوناگون در سرتاسر زمین را نمی فهمیدند و اینکه این وحی در پاسخ به درخواست ویژۀ او در این موضوع داده شد. پدیده های به اصطلاح روحی در میان اعضا غیر معمول نبود، برخی از آنها ادعا به دریافت رؤیاها و وحی هایی کردند.

۱–۵، روح های دروغینِ بسیاری در سرتاسر زمین هستند؛ ۶–۹، وای بر آدم های دورو، و کسانی که از کلیسا بریده شده اند؛ ۱۰–۱۴، ارشدان بایستی توسط روح مُژده را موعظه کنند؛ ۱۵–۲۲، هم موعظه کننده ها و هم شنونده ها نیاز دارند تا از طریق روح روشن شوند؛ ۲۳–۲۵، آنچه که تقویت روحی نمی کند از خدا نیست؛ ۲۶–۲۸، وفاداران مالک همۀ چیزها هستند؛ ۲۹–۳۶، نیایش های پاکان پاسخ داده می شوند؛ ۳۷–۴۶، مسیح آن شبان نیکو و سنگ اسرائیل است.

بخش ۵۱

وحی داده شده از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر، در تامپسونِ اوهایو، ۲۰ می ۱۸۳۱. در این زمان مقدسّینِ در حال مهاجرت از ایالت های شرقی شروع به وارد شدن به اوهایو نمودند، و نیاز شد تا ترتیبات دقیقی برای اسکان دادن آنها انجام شود. از آنجایی که این مسؤلیّت بویژه وظیفۀ اسقف بود، اسقف ادوارد پارتریج در این مورد راهنمایی خواست، و پیامبر از سَروَر جویا شد.

۱–۸، ادوارد پارتریج تعیین می شود تا سرپرستی ها و دارایی ها را سامان دهد؛ ۹–۱۲، مقدّسین بایستی با صداقت معامله کنند و به همین طریق دریافت کنند؛ ۱۳–۱۵، آنها بایستی یک فروشگاهِ اسقف داشته باشند و دارایی ها را برپایۀ قانون سَروَر سازمان دهند؛ ۱۶–۲۰، اوهایو مکان گردهم آیی موقّت می شود.

بخش ۵۲

وحی داده شده از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر به ارشدان کلیسا، در کِرتلندِ اوهایو، ۶ ژوئن ۱۸۳۱. کنفرانسی در کِرتلند، که آغاز آن در سوم و پایان آن در ششم ژوئن بود، برگزار شده بود. در این کنفرانس نخستین مقرّر شدن های ویژه مربوط به وظیفۀ کشیشیِ اعظم برگزار شد، و پدیدار شدن بعضی روح های دروغین و فریب دهنده تشخیص داده شده و نکوهش شدند.

۱–۲، کنفرانس بعدی تعیین شده تا در میسوری برگزار گردد؛ ۳–۸، انتصاب های برخی از ارشدان به سفر با همدیگر انجام می شود؛ ۹–۱۱، ارشدان بایستی چیزی که رسولان و پیامبران نوشته اند را آموزش دهند؛ ۱۲–۲۱، کسانی که توسّط روح روشن می شوند میوه های ستایش و خردمندی را پیش می آورند؛ ۲۲–۴۴، چندین ارشد تعیین می شوند تا پیش رفته در حالی که برای کنفرانس به میسوری سفر می کنند مژده را موعظه کنند.

بخش ۵۳

وحی داده شده از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر به الگرنون سیدنی گیلبرت، در کِرتلندِ اوهایو، ۸ ژوئن ۱۸۳۱. با درخواست سیدنی گیلبرت، پیامبر در مورد کار و انتصاب برادر گیلبرت در کلیسا از سَروَر جویا شد.

۱–۳، فراخوانی و برگزیده شدن سیدنی گیلبرت در کلیسا به عنوان یک ارشد مقرّر می شود؛ ۴–۷، او همچنین به عنوان نمایندۀ اسقف بایستی خدمت کند.

بخش ۵۴

وحی داده شده از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر به نوئل نایت، در کِرتلندِ اوهایو، ۱۰ ژوئن ۱۸۳۱. اعضای کلیسا که در تامپسون اوهایو زندگی می کنند، روی پرسش هایی که در رابطه با تخصیص دادن دارایی ها بود دو دسته شده بودند. خودخواهی و زیاده خواهی پدیدار شد. بدنبال مأموریّتش به شیکرها (به سرفصل بخش ۴۹ نگاه کنید) لیمان کاپلی پیمانش را در تخصیص دادن زمین بزرگِ کشاورزی خود به عنوان مکانِ میراثی برای مقدّسینی که از کولزویلِ نیویورک می رسیدند شکسته بود. در نتیجه، نوئل نایت (سرگروه اعضایی که در تامپسون زندگی می کردند) و دیگر ارشدان به نزد پیامبر آمده بودند تا بپرسند چگونه بایستی عمل کنند. پیامبر از سَروَر جویا شد و این وحی را دریافت کرد، که به اعضا در تامپسون فرمان می دهد تا زمین کشاورزیِ لیمان کاپلی را ترک کرده و به میسوری سفر کنند.

۱–۶، مقدّسین باید پیمانِ مُژده را نگه دارند تا رحمت را بدست آورند؛ ۷–۱۰، آنها باید در پریشانی بُردبار باشند.

بخش ۵۵

وحی داده شده از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر به ویلیام واینز فلپس، در کِرتلندِ اوهایو، ۱۴ ژوئن ۱۸۳۱. ویلیام واینز فلپس، یک چاپگر، و خانواده اش تازه به کِرتلند رسیده بودند، و پیامبر برای اطلاعاتی دربارۀ او از سَروَر جویا شد.

۱–۳، ویلیام واینز فلپس فراخوانده می شود و برگزیده می شود تا تعمید یابد، تا به عنوان یک ارشد مقرّر شود، و مُژده را موعظه کند؛ ۴، او همچنین بایستی کتاب هایی برای بچه ها در مدرسه های کلیسا بنویسد؛ ۵–۶، او بایستی به میسوری، که ناحیه ای برای کارهایش خواهد بود، سفر کند.

بخش ۵۶

وحی داده شده از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر، در کِرتلندِ اوهایو، ۱۵ ژوئن ۱۸۳۱. این وحی عزرا تایری را برای فرمان نبردن از یک وحی پیشین نکوهش می کند (”فرمان“ اشاره شده در آیۀ ۸)، آنکه جوزف اسمیت برای او دریافت کرده بود، دستوری که به تایری دربارۀ تکلیف هایش در زمین کشاورزی فردریک گرانجر ویلیامز، جایی که او زندگی می کرد داده شده بود. وحی زیر نیز فراخوانیِ تایری در سفر کردن با توماس بالدوین مارش به میسوری را لغو می کند (به بخش ۵۲‏:۲۲ نگاه کنید).

۱–۲، مقدّسین باید صلیب خود را برداشته و از سَروَر پیروی کنند تا رستگاری را بدست آورند؛ ۳–۱۳، سَروَر فرمان می دهد و لغو می کند، و نافرمانان بیرون انداخته می شوند؛ ۱۴–۱۷، وای بر ثروتمندانی که به بینوایان کمک نکنند، و وای بر بینوایانی که دلهایشان شکسته نشده است؛ ۱۸–۲۰، برکت یافته هستند بینوایانی که پاکدل هستند، زیرا آنها زمین را به ارث خواهند بُرد.

بخش ۵۷

وحی داده شده از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر، در صهیون، شهرستان جکسونِ میسوری، ۲۰ جولای ۱۸۳۱. در برآورده کردن فرمانِ سَروَر در سفر کردن به میسوری، مکانی را که او ”سرزمین میراثی تان“ آشکار می کند (بخش ۵۲)، ارشدان از اوهایو به مرز غربی میسوری سفر کرده بودند. جوزف اسمیت دربارۀ وضعیّت لامانیان اندیشیده و در شگفت بود ”کِی بیابان مانند گُل رُز شکوفا خواهد شد؟ چه زمانی صهیون در شُکوهش برپا خواهد شد، و در کجا معبد تو قرار خواهد گرفت، که همۀ ملّت ها در روزهای آخر به آن خواهند آمد؟“ سپس او این وحی را دریافت کرد.

۱–۳، ایندِپندِنسِ میسوری، مکانی برای شهر صهیون و معبد است؛ ۴–۷، مقدّسین بایستی زمین هایی بخرند و میراث هایی در آن ناحیه دریافت کنند؛ ۸–۱۶، سیدنی گیلبرت بایستی فروشگاهی برپا کند، ویلیام واینز فلپس بایستی چاپگر شود، و الیور کادری بایستی مطالب را برای چاپ ویرایش کند.

بخش ۵۸

وحی داده شده از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر در صهیون، شهرستان جکسونِ میسوری، ۱ آگوست ۱۸۳۱. پیش از آن، در نخستین سَبّت پس از ورود پیامبر و همراهانش به شهرستان جکسونِ میسوری، یک برنامۀ مذهبی برگزار شده بود، و دو عضو با تعمید یافتن پذیرفته شده بودند. در طول آن هفته، تعدادی از مقدّسین کولزویل از شعبۀ تامپسون و نیز برخی دیگر رسیدند (به بخش ۵۴ نگاه کنید). بسیاری مُشتاق بودند تا از خواست سَروَر دربارۀ آنها در مکان جدیدِ گردهم آیی آگاه شوند.

۱–۵، آنهایی که پریشانی را تحمّل می کنند تاجی از شُکوه بر سَرشان قرار داده خواهد شد؛ ۶–۱۲، مقدّسین می بایستی برای ازدواج برّه و شام سَرور آماده شوند؛ ۱۳–۱۸، در اسرائیل اُسقفان داور هستند؛ ۱۹–۲۳، مقدّسین می بایستی از قوانین سرزمین فرمان برند؛ ۲۴–۲۹، آدمیان بایستی اختیارِ خود را بکار بَرند تا کار نیک کنند؛ ۳۰–۳۳، سَروَر فرمان می دهد و لغو می کند؛ ۳۴–۴۳، برای توبه کردن، آدمیان باید به گناهانشان اعتراف کرده و آنها را ترک کنند؛ ۴۴–۵۸، مقدّسین می بایستی میراث خود را خریداری کرده و در میسوری گرد هم آیند؛ ۵۹–۶۵، مژده باید به هر آفریده ای موعظه شود.

بخش ۵۹

وحی داده شده از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر در صهیون، شهرستان جکسونِ میسوری، ۷ آگوست ۱۸۳۱. پیش از این وحی، سرزمین تقدیس شد، همان گونه که سَروَر هدایت کرده بود، و محل معبد آینده وقف شد. در روزی که این وحی دریافت شد، پولی نایت، همسر جوزف نایت سینیور مُرد، مُردنِ نخستینِ عضو کلیسا در صهیون. عضوهای نخستین این وحی را به عنوان ”دستورالعمل به مقدّسین که چگونه سَبّت را نگه دارند و چگونه روزه گرفته و نیایش کنند“ توصیف کردند.

۱–۴، مقدّسین وفادار در صهیون برکت خواهند یافت؛ ۵–۸، آنها بایستی به سَروَر مِهر بورزند و خدمت کنند و فرمان هایش را نگه دارند؛ ۹–۱۹، با مقدّس نگه داشتن روزِ سَروَر، مقدّسین دنیوی و روحی برکت می یابند؛ ۲۰–۲۴، به پرهیزکاران آرامش در این جهان و زندگی جاویدان در جهانی که می آید وعده داده می شود.

بخش ۶۰

وحی داده شده از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر، در ایندپندنس، شهرستان جکسونِ میسوری، ۸ آگوست ۱۸۳۱. در این رویداد ارشدانی که به شهرستان جکسون سفر کرده و در تخصیص دادن آن سرزمین و مکان معبد شرکت کرده بودند خواستار بودند تا بدانند چه کاری آنها بایستی انجام دهند.

۱–۹، ارشدان بایستی مُژده را در گردهمایی های نابکاران موعظه کنند؛ ۱۰–۱۴، آنها نه وقتشان را بایستی بیهوده هدر دهند نه استعدادهایشان را پنهان کنند؛ ۱۵–۱۷، آنها می توانند پاهایشان را به عنوان گواهی بر علیه کسانی که مُژده را انکار می کنند بشویند.

بخش ۶۱

وحی داده شده از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر، در کنار رودخانۀ میسوری، مک لوینز بِند، ۱۲ آگوست ۱۸۳۱. در سفر بازگشت شان به کِرتلند، پیامبر و ده ارشد با قایق به سمت پایین رودخانۀ میسوری مسافرت کرده بودند. در روز سوّم سفر، خطرات بسیاری تجربه شد. ارشد ویلیام واینز فلِپس، در یک رؤیای هنگامِ روز، آن نابود کننده را دید که با قدرت بر بالای آبها سوار بود.

۱–۱۲، سَروَر نابودی های بسیاری را بر آبها حکم کرده است؛ ۱۳–۲۲، آبها توسّط یوحنّا نفرین شدند، و آن نابود کننده بر روی آبها سوار است؛ ۲۳–۲۹، برخی قدرت دارند به آبها فرمان دهند؛ ۳۰–۳۵، ارشدان بایستی دو به دو سفر کنند و مُژده را موعظه کنند؛ ۳۶–۳۹، آنها بایستی برای آمدن پسر انسان آماده شوند.

بخش ۶۲

وحی داده شده از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر، در کنار رودخانۀ میسوری در چاریتونِ میسوری، ۱۳ آگوست ۱۸۳۱. در این روز پیامبر و گروهش، که در راهشان از ایندپندنس به کِرتلند بودند، به چند ارشد که در راهشان بسوی سرزمین صهیون بودند برخوردند، و، پس از درودهای شاد، این وحی را دریافت کرد.

۱–۳، گواهی ها در بهشت ثبت می شوند؛ ۴–۹، ارشدان بایستی برپایۀ داوری و آنگونه که از سوی روح هدایت می شوند سفر کرده و موعظه کنند.

بخش ۶۳

وحی داده شده از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر، در کِرتلندِ اوهایو، ۳۰ آگوست ۱۸۳۱. پیامبر، سیدنی ریگدون، و آلیور کادری از دیدارشان در میسوری به کِرتلند در ۲۷ آگوست رسیده بودند. تاریخچۀ جوزف اسمیت این وحی ها را توضیح می دهد: ”در این روزهای نوزادیِ کلیسا، بی صبری زیادی برای بدست آوردنِ سخن سَروَر بر هر موضوعی که از هر راهی دربارۀ رستگاریِ ما بود وجود داشت؛ و از آنجایی که سرزمین صهیون اینک مهمترین موضوع مورد نظر دنیوی بود، من برای اطلاعات بیشتر دربارۀ گردآوردنِ مقدّسین، و خریداریِ زمین، و دیگر موضوعات از سَروَر جویا شدم.“

۱–۶، روزِ غضب بر سرِ نابکاران خواهد آمد؛ ۷–۱۲، نشانه ها از طریق ایمان می آیند؛ ۱۳–۱۹، زناکارانِ در دل ایمان را انکار خواهند کرد و به دریاچه ای از آتش افکنده خواهند شد؛ ۲۰، ایمانداران بر زمینِ تغییر شکل یافته میراثی دریافت خواهند کرد؛ ۲۱، سرگذشتی کامل از رویدادهای بر کوهِ تغییر شکل یافتن هنوز آشکار نشده است؛ ۲۲–۲۳، فرمانبران رازهای ملکوت را دریافت می کنند؛ ۲۴–۳۱، میراث ها در صهیون بایستی خریداری شوند؛ ۳۲–۳۵، سَروَر به جنگ ها حکم می کند، و نابکاران نابکاران را می کشند؛ ۳۶–۴۸، مقدّسین بایستی در صهیون گرد آیند و پول فراهم کنند تا آن را بسازند؛ ۴۹–۵۴، برکات در آمدن دوّم، در رستاخیز، و در طول هزاره، ایمانداران را مطمئن می کند؛ ۵۵–۵۸، این روزِ هشدار است؛ ۵۹–۶۶، نامِ سَروَر توسّط کسانی که بدون اختیارات هستند در بیهودگی بکار می رود.

بخش ۶۴

وحی داده شده از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر به ارشدان کلیسا، در کِرتلندِ اوهایو، ۱۱ سپتامبر ۱۸۳۱. پیامبر در حال آماده شدن برای رفتن به هیرامِ اوهایو بود تا کارش را روی ترجمۀ کتاب مقدس، که زمانی که او در میسوری بود کنار گذاشته شده بود، از سر گیرد. گروهی از برادران که به آنها فرمان داده شده بود تا به صهیون (میسوری) سفر کنند مشتاقانه مشغول آماده شدن بودند تا در اکتبر آنجا را ترک کنند. در این زمانِ پُر مشغله، این وحی دریافت شد.

۱–۱۱، به مقدّسین فرمان داده می شود تا یکدیگر را ببخشند، مبادا گناه بزرگتری در آنها بماند؛ ۱۲–۲۲، توبه ناپذیران بایستی در برابر کلیسا آورده شوند؛ ۲۳–۲۵، او که ده یک می دهد در زمان آمدنِ سَروَر سوزانده نخواهد شد؛ ۲۶–۳۲، به مقدّسین برعلیه بدهی هشدار داده می شود؛ ۳۳–۳۶، شورشگران از صهیون بریده خواهند شد؛ ۳۷–۴۰، کلیسا ملّت ها را داوری خواهد کرد؛ ۴۱–۴۳، صهیون شکوفا خواهد شد.

بخش ۶۵

وحی برای نیایش داده شده از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر، در هیرامِ اوهایو، ۳۰ اکتبر ۱۸۳۱.

۱–۲، کلیدهای ملکوت خدا به انسان روی زمین سپرده شده اند، و جُنبِش مُژده پیروز خواهد شد؛ ۳–۶، ملکوت هزارۀ بهشت خواهد آمد و به ملکوت خدا بر زمین خواهد پیوست.

بخش ۶۶

وحی داده شده از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر، در هیرامِ اوهایو، ۲۹ اکتبر ۱۸۳۱. ویلیام ایگن مکلیلن پنهانی از سَروَر درخواست کرده بود تا از طریق پیامبر پاسخ به پنج پرسش را، که برای جوزف اسمیت ناشناخته بود، آشکار کند. بر درخواست مکلیلن، پیامبر از سَروَر جویا شد و این وحی را دریافت کرد.

۱–۴، پیمان ابدی کمال مُژده است؛ ۵–۸، ارشدان بایستی موعظه کنند، گواهی دهند، و برای مردم توضیح دهند؛ ۹–۱۳، با ایمان موعظه کردن میراث زندگی جاویدان را تضمین می کند.

بخش ۶۷

وحی داده شده از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر، در هیرامِ اوهایو، ابتدای نوامبر ۱۸۳۱. این رویداد یک کنفرانسِ ویژه بود، و در نظر گرفتن انتشار وحی های دریافت شده از پیش از سوی سَروَر از طریق پیامبر و بر آن عمل شده بود (به سرفصل بخش ۱ نگاه کنید). ویلیام واینر فلپس به تازگی در ایندپندسِ میسوری چاپخانۀ کلیسا را برپا کرده بود. کنفرانس تصمیم گرفت تا وحی ها را در Book of Commandments (کتابِ فرمان ها) انتشار دهد و ۱۰۰۰۰ کپی چاپ کند (که به علت دشواری های پیش بینی نشده پس از آن به ۳۰۰۰ کپی کاهش یافت). بسیاری از برادران شهادتی جدی دادند که وحی هایی که در آن زمان برای انتشار گردآوری شده بود همانا راست بودند، همان گونه که شهادت دادن از سوی روح القُدس بر آنها افشانده شد. تاریخچۀ جوزف اسمیت نقل می کند که پس از آنکه وحیِ شناخته شده به عنوان بخش ۱ دریاقت شد، گفتگوهایی دربارۀ زبانِ بکار برده شده در وحی ها به میان آمد. وحیِ کنونی در پی آن آمد.

۱–۳، سَروَر نیایش های ارشدان خود را می شنود و مراقب آنهاست؛ ۴–۹، او خردمندترین شخص را به چالِش می خوانَد تا همانند یکی از کمترینِ وحی هایش بیاورد؛ ۱۰–۱۴، ارشدان وظیفه شناس توسّط روح زنده خواهند شد و سیمای خدا را خواهند دید.

بخش ۶۸

وحی داده شده از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر، در هیرامِ اوهایو، ۱ نوامبر ۱۸۳۱، در پاسخ به نیایشی که نظر سَروَر دربارۀ اورسون هاید، لوک سموئیل جانسون، لیمن ایگن جانسون، و ویلیام ایگن مکلیلن اشکار شود. با وجودی که بخشی از این وحی به این چهار مرد اشاره داشت، بیشتر متن در ارتباط با تمامی کلیسا است. این وحی زیر نظر جوزف اسمیت هنگامی که آن در چاپ ۱۸۳۵ اصول و پیمان ها منتشر شد گسترش یافت.

۱–۵، سخنان ارشدان هنگامی که از سوی روح القُدس الهام می گیرند نوشته های مقدس هستند؛ ۶–۱۲، ارشدان بایستی موعظه کنند و تعمید دهند، و نشانه ها به دنبال ایمان دارانِ راستین خواهند آمد؛ ۱۳–۲۴، نخست زاده در میان پسرانِ هارون می تواند به عنوان اسقفِ اجرایی (آن اینست، به عنوان اسقف کلیدهای ریاست را دارا می باشد)، زیر نظر ریاستِ اوّل خدمت کند؛ ۲۵–۲۸، به پدران و مادران فرمان داده می شود تا مُژده را به فرزندانشان آموزش دهند؛ ۲۹–۳۵، مقدّسین بایستی سَبِّت را پاس بدارند، با کوشایی کار کنند، و نیایش کنند.

بخش ۶۹

وحی داده شده از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر، در هیرامِ اوهایو، ۱۱ نوامبر ۱۸۳۱. گردآوری وحی های درنظر گرفته شده برای چاپ سریع در کنفرانس ویژۀ ۱–۲ نوامبر تأیید شده بود. در ۳ نوامبر، وحی آمده در اینجا که به عنوان بخش ۱۳۳ پدیدار شده، سپس پیوست نام گرفت، افزوده شد. آلیور کاودری پیش از آن تعیین شده بود تا دست نوشته های وحی ها و فرمان های گردآوری شده را برای چاپ به ایندپندنسِ میسوری ببرد. او همچنین با خود بایستی پولی که برای ساختن کلیسا در میسوری کمک شده بود را می بُرد. این وحی جان ویتمر را راهنمایی می کند تا آلیور کاودری را همراهی کند و نیز به ویتمر دستور می دهد تا سفر کرده و مطالبِ تاریخی در فراخوانی خود را به عنوان تاریخ نویس و ثبت کننده گرد آوَرَد.

۱–۲، جان ویتمر بایستی آلیور کاودری را تا میسوری همراهی کند؛ ۳–۸، او همچنین بایستی موعظه کند و مطالب تاریخی را گردآوری، ثبت، و بنویسد.

بخش ۷۰

وحی داده شده از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر، در هیرامِ اوهایو، ۱۲ نوامبر ۱۸۳۱. تاریخچۀ پیامبر چنین می گوید که در مجموع چهار کنفرانسِ ویژه از یکم تا دوازدهم نوامبر برگزار شد. در آخر این گردهمایی ها، اهمیّت زیاد وحی هایی که پس از آن به عنوان Book of Commandments (کتاب فرمان ها) و سپس اصول و پیمان ها چاپ می شد در نظر گرفته شد. این وحی پس از آنکه کنفرانس رآی داد که وحی ها ”برای کلیسا ارزش ثروت های تمام زمین را دارد“ داده شد. تاریخچۀ جوزف اسمیت از این وحی ها به عنوان ”بنیاد کلیسا در این روزهای آخر، و سودی بر جهان، با نشان دادن اینکه کلیدهای رازهای ملکوتِ مُنجیِ ما دوباره به انسان سپرده شده اند، نام می بَرد.“

۱–۵، سرپرستان تعیین می شوند تا وحی ها را به چاپ برسانند؛ ۶–۱۳، کسانی که در چیزهای روحی کار می کنند شایستۀ دستمزدشان هستند؛ ۱۴–۱۸، مقدّسین در چیزهای دنیوی بایستی برابر باشند.

بخش ۷۱

وحی داده شده به جوزف اسمیتِ پیامبر و سیدنی ریگدون، در هیرامِ اوهایو، ۱ دسامبر ۱۸۳۱. پیامبر به همراه سیدنی ریگدون به عنوان کاتبِش به ترجمه کردنِ کتاب مقدّس ادامه داد تا اینکه این وحی دریافت شد، که در آن زمان این کار برای مدّتی کنار گذاشته شد تا آنها را قادر سازد رهنمودی که در آن داده شده بود را برآورده سازند. این برادران بایستی پیش رفته به منظور آرام کردن احساسات غیر دوستانه ای که برعلیه کلیسا در نتیجۀ انتشار نامه های نوشته شده توسط عِزرا بوت، که از دین برگشته بود، موعظه کنند.

۱–۴، جوزف اسمیت و سیدنی ریگدون پیش فرستاده می شوند تا مُژده را اعلام کنند؛ ۵–۱۱، دشمنانِ مقدّسین مُجاب خواهند شد.

بخش ۷۲

وحی داده شده از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر، در کِرتلندِ اوهایو، ۴ دسامبر ۱۸۳۱. چندین ارشد و عضو گردهم آمده بودند تا از تکلیف خود آگاهی یابند و در آموزش های کلیسا بیشتر تقویّت روحی شوند. این بخش سه وحی دریافت شدۀ گردآوری شده در همان روز است. آیه های ۱ تا ۸ فراخوانی نوئل کیمبال ویتنی را به عنوان یک اسقف آشکار می کند. او سپس فراخوانده شد و مقرّر شد، پس از آن آیه های ۹ تا ۲۳ دریافت شد، که اطلاعات بیشتری دربارۀ تکلیف های یک اسقف داده شد. پس از آن، با آیه های داده شده ۲۴ تا ۲۶، رهنمودهایی دربارۀ گردآوری صهیون فراهم شد.

۱–۸، ارشدان بایستی گزارشی از سرپرستی خود به اسقف ارائه دهند؛ ۹–۱۵، اسقف انبار را اداره می کند و از بینوایان و نیازمندان دستگیری می نماید؛ ۱۶–۲۶، اسقفان بایستی شایسته بودن ارشدان را گواهی کنند.

بخش ۷۳

وحی داده شده به جوزف اسمیتِ پیامبر و سیدنی ریگدون، در هیرامِ اوهایو، ۱۰ ژانویۀ ۱۸۳۲. از اوائل دسامبری که گذشت، پیامبر و سیدنی مشغول به موعظه کردن شده بودند، و از این طریق در کاهش دادن احساسات نامطلوبی که بر علیه کلیسا برخاسته بود بسیار انجام شد (به سرفصل بخش ۷۱ نگاه کنید).

۱–۲، ارشدان بایستی به موعظه کردن ادامه دهند؛ ۳–۶، جوزف اسمیت و سیدنی ریگدون به ترجمه کردن کتاب مقدّس تا زمانی که آن پایان یابد بایستی ادامه دهند.

بخش ۷۴

وحی داده شده به جوزف اسمیتِ پیامبر، در شهرستان وینِ نیویورک، در ۱۸۳۰. حتّی پیش از سازمان کلیسا، پرسش هایی دربارۀ شیوۀ فراخور تعمید برخاسته بود، که پیامبر را به جویا شدن پاسخ ها بر این موضوع کشاند. تاریخچۀ جوزف اسمیت چنین می گوید که این وحی شرحی است بر اول قُرِنتیان ۷‏:۱۴، نوشتۀ مقدّسی که اغلب برای توجیه کردن تعمید نوزادان بکار برده می شد.

۱–۵، پولس کلیسای روزگارش را اندرز می دهد تا قوانین موسی را نگه ندارند؛ ۶–۷، بچه های کوچک مقدّس هستند و از طریق کَفّاره تقدیس شده اند.

بخش ۷۵

وحی داده شده از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر، در اَمهِرستِ اوهایو، ۲۵ ژانویه ۱۸۳۲. این بخش شامل دو وحی جداگانه (نخستین در آیه های ۱ تا ۲۲ و دوّمین در آیه های ۲۳ تا ۳۶) داده شده در یک روز است. این رویداد، کنفرانسی بود که در آن جوزف اسمیت به عنوان رئیس کشیشی اعظم پذیرفته و مقرّر شد. برخی از ارشدان خواستار شدند تا دربارۀ تکلیف های خود بیشتر بدانند. این وحی ها بدنبال آن آمدند.

۱–۵، ارشدان وظیفه شناسی که مُژده را موعظه می کنند زندگی جاویدان را بدست خواهند آورد؛ ۶–۱۲، نیایش کنید تا تسلّی دهنده را دریافت کنید، کسی که همۀ چیزها را آموزش می دهد؛ ۱۳–۲۲، ارشدان بر کسانی که پیامشان را رد کنند به داوری خواهند نشست؛ ۲۳–۳۶، خانواده های مُبلّغین مذهبی بایستی از کلیسا کمک دریافت کنند.

بخش ۷۶

یک رؤیای داده شده به جوزف اسمیتِ پیامبر و سیدنی ریگدون، در هیرامِ اوهایو، ۱۶ فوریۀ ۱۸۳۲. در پیشگفتار نگاشتۀ این وحی، تاریخچۀ جوزف اسمیت چنین می گوید: ”درست پس از بازگشتم از کنفرانسِ امهِرست، من ترجمۀ نوشته های مقدّس را از سر گرفتم. از وحی های گوناگونی که دریافت شده بود، آشکار بود که نکات بسیار مهمّی دربارۀ رستگاری آدمی از کتاب مقدّس برداشته شده بودند، یا پیش از آنکه گردآوری شوند از دست رفته بودند. از حقایق باقی مانده آشکارا به نظر می رسید، که اگر خدا به هر کسی برپایۀ کارهایی که در جسم انجام شده پاداش می داد ’بهشت‘ آنگونه که برای مقدّسین خانۀ جاوید درنظر گرفته شده است، باید شامل ملکوت های بیشتر از یکی باشد. بر این پایه، … در حال ترجمۀ مُژدۀ یوحنا، خودم و ارشد ریگدون رؤیای زیر را دیدیم.“ در زمانی که این وحی داده شد، پیامبر در حال ترجمۀ یوحنا ۵‏:۲۹ بود.

۱–۴، سَروَر خدا است؛ ۵–۱۰، رازهای ملکوت بر همۀ ایمانداران آشکار خواهد شد؛ ۱۱–۱۷، همه در رستاخیز دادگران یا ستمگران پیش خواهند آمد؛ ۱۸–۲۴، ساکنان جهان های بسیار یگانه زاده پسران و دختران خدا از طریق کفّارۀ عیسی مسیح هستند؛ ۲۵–۲۹، یک فرشتۀ خدا فرو افتاد و اهریمن شد؛ ۳۰–۴۹، پسران تباهی لعنت ابدی را تحمّل خواهند کرد؛ بقیه همه درجه ای از رستگاری را بدست می آورند؛ ۵۰–۷۰، شُکوه و پاداشِ موجوداتِ بلندمرتبه در ملکوتِ سِلستیال توضیح داده می شود؛ ۷۱–۸۰، کسانی که ملکوتِ تِرستریال را به ارث می برند توضیح داده می شوند؛ ۸۱–۱۱۳، وضعیّت کسانی که در شُکوه های تِلستیال، تِرستریال، و سِلستیال هستند توضیح داده می شود؛ ۱۱۴–۱۱۹، ایمانداران رازهای ملکوتِ خدا را با قدرت روح مقدّس می توانند ببینند و بفهمند.

بخش ۷۷

وحی داده شده به جوزف اسمیتِ پیامبر، در هیرامِ اوهایو، حدود مارچ ۱۸۳۲. تاریخچۀ جوزف اسمیت چنین می گوید، ”در رابطه با ترجمۀ نوشته های مقدّس، من مکاشفۀ یوحنّای مقدّس را به شرحِ زیر دریافت کردم.“

۱–۴، جانوران روح دارند و در خوشبختی ابدی ساکن خواهند شد؛ ۵–۷، این زمین ۷۰۰۰ سال موجودیّت دنیوی دارد؛ ۸–۱۰، فرشتگان گوناگون مُژده را باز می آورند و بر زمین خدمت می کنند؛ ۱۱، مُهر و موم کردن ۱۴۴۰۰۰؛ ۱۲–۱۴، مسیح در آغاز هزارۀ هفتم خواهد آمد؛ ۱۵، دو پیامبر بر ملّت یهود برخواهند خاست.

بخش ۷۸

وحی داده شده از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر، در کِرتلندِ اوهایو، ۱ مارس ۱۸۳۲. در آن روز، پیامبر و رهبرانِ دیگر گردهم آمده بودند تا در مورد مسائل کلیسا گفتگو کنند. این وحی در ابتدا به پیامبر، سیدنی ریگدون، و نوئل کیمبال ویتنی دستور داده بود تا به میسوری سفر کرده و تلاش های بازرگانیِ و انتشار کلیسا را با ایجاد شرکتی سازمان دهند که بر این تلاش ها نظارت کرده، منابع مالی برای پایه گذاری صهیون و برای سودمندی بینوایان پدید آورد. این شرکت، که با عنوان شرکت متحّد شناخته شده است، در آوریل ۱۸۳۲ سازمان یافت و در ۱۸۳۴ برچیده شد (به بخش ۸۲ نگاه کنید). مدت زمانی پس از ازهم پاشیدن آن، زیر نظر جوزف اسمیت، عبارت ”امور انبار برای بینوایان“ جانشین ”موسسه های بازرگانی و چاپ“ در این وحی شد، و واژۀ ”نظام“ جانشین واژۀ ”شرکت“ شد.

۱–۴، مقدّسین بایستی یک انبار سازمان دهند و پایه گذارند؛ ۵–۱۲، کاربری خردمندانه از دارایی هایشان به رستگاری خواهد انجامید؛ ۱۳–۱۴، کلیسا بایستی از قدرت های زمینی مستقل باشد؛ ۱۵–۱۶، میکائیل (آدم) زیر نظر قدوس (مسیح) خدمت می کند؛ ۱۷–۲۲، برکت یافته هستند ایمانداران، زیرا آنها همۀ چیزها را به ارث خواهند بُرد.

بخش ۷۹

وحی داده شده از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر، در هیرامِ اوهایو، ۱۲ مارس ۱۸۳۲.

۱–۴، جِرِد کارتر فراخوانده می شود تا مُژده را از طریق تسلّی دهنده موعظه کند.

بخش ۸۰

وحی داده شده از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر به استیون بِرنِت، در هیرامِ اوهایو، ۷ مارس ۱۸۳۲.

۱–۵، استیون بارنِت و ایدن اسمیت فراخوانده می شوند تا در هر مکانی که آنها برمی گزینند موعظه کنند.

بخش ۸۱

وحی داده شده از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر، در هیرامِ اوهایو، ۱۵ مارس ۱۸۳۲. فردریک گرانجر ویلیامز فراخوانده می شود تا یک کشیش اعظم و یک مشاور در ریاست کشیشیِ اعظم باشد. نگاشته های تاریخی نشان می دهند که هنگامی که این وحی در مارس ۱۸۳۲ دریافت شد، جسی گاس را به وظیفۀ مشاور جوزف اسمیت در ریاست فراخواند. با این وجود، هنگامی که او در ادامه دادن در روشی که هماهنگ با این انتصاب باشد کوتاهی کرد، این فراخوان در نتیجه به فردریک گرانجر ویلیامز واگذار شد. این وحی (به تاریخ مارس ۱۸۳۲) بایستی به عنوان قدمی بسوی سازمان رسمی ریاست اوّل در نظر گرفته شود، به ویژه فراخوانی برای وظیفۀ مشاور در آن گروه و توضیح دادن والایی این انتصاب. برادر گاس برای مدتی خدمت کرد ولی در دسامبر ۱۸۳۲ از کلیسا طرد شد. برادر ویلیامز در ۱۸ مارس ۱۸۳۳ به این وظیفۀ ویژه مقرّر شد.

۱–۲، کلیدهای ملکوت همیشه توسّط ریاست اوّل نگه داشته می شوند؛ ۳–۷، اگر فردریک گرانجر ویلیامز در خدمتش وفادار باشد، او زندگی جاویدان خواهد داشت.

بخش ۸۲

وحی داده شده به جوزف اسمیتِ پیامبر، در ایندپندنس، شهرستان جکسونِ میسوری، ۲۶ آوریل ۱۸۳۲. این رویداد شورای کشیشان اعظم و ارشدان کلیسا بود. در این شورا، جوزف اسمیت به عنوان رئیس کشیشیِ اعظم تأیید شد، به وظیفه ای که او پیش از آن در کنفرانس کشیشان اعظم، ارشدان، و اعضا، در امهرستِ اوهایو در تاریخ ۲۵ ژانویۀ ۱۸۳۲ مقرّر شده بود (به سرفصل بخش ۷۵ نگاه کنید). این وحی رهنمودهای داده شده در وحی پیشین را تکرار می کند (بخش ۷۸) تا یک شرکت برپا شود — شناخته شده به عنوان شرکت متحّد (با هدایت جوزف اسمیت واژۀ ”نظام“ پس از آن جانشین ”شرکت“ شد) — تا تلاش های بازرگانی و انتشاراتِ کلیسا را اداره کند.

۱–۴، در جایی که زیاد داده شود، زیاد خواسته می شود؛ ۵–۷، تاریکی در جهان حکومت می کند؛ ۸–۱۳، سَروَر هنگامی که ما چیزی که او می گوید را انجام دهیم مُقیّد می شود؛ ۱۴–۱۸، صهیون باید در زیبایی و قداست افزایش یابد؛ ۱۹–۲۴، هر انسانی بایستی جویای بهره مندیِ همسایه اش باشد.

بخش ۸۳

وحی داده شده از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر، در ایندپندنسِ میسوری، ۳۰ آوریل ۱۸۳۲. این وحی هنگامی که جوزف اسمیت با برادرانش به شورا نشست دریافت شد.

۱–۴، زنان و فرزندان برای پشتیبانی خودشان بر شوهرانشان و پدرانشان حقّی دارند؛ ۵–۶، بیوگان و یتیمان برای پشتیبانی خودشان بر کلیسا حقّی دارند.

بخش ۸۴

وحی داده شده از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر، در کِرتلندِ اوهایو، ۲۲ و ۲۳ سپتامبر ۱۸۳۲. در طول ماه سپتامبر، ارشدان شروع به بازگشت از مأموریت های مذهبی شان از ایالت های شرقی و تهیۀ گزارش از کارهایشان نموده بودند. پیام زیر هنگامی دریافت شد که آنها در این زمان شادی دور هم بودند. پیامبر آن را به عنوان یک وحی برای کشیشی برگزید.

۱–۵، اورشلیم نو و معبد در میسوری ساخته خواهد شد؛ ۶–۱۷، خط کشیشی از موسی تا آدم داده می شود؛ ۱۸–۲۵، کشیشیِ بالاتر کلید دانش خدا را نگه می دارد؛ ۲۶–۳۲، کشیشیِ پایین تر کلیدِ خدمت فرشتگان و مُژدۀ آماده شدن را نگه می دارد؛ ۳۳–۴۴، آدمیان زندگی جاویدان را از طریق سوگند و پیمان کشیشی بدست می آورند؛ ۴۵–۵۳، روح مسیح آدمیان را روشن می کند، و جهان در گناه بسر می برد؛ ۵۴–۶۱، مقدّسین باید از آن چیزهایی که دریافت کرده اند گواهی دهند؛ ۶۲–۷۶، آنها بایستی مُژده را موعظه کنند، و نشانه ها بدنبال آن خواهند آمد؛ ۷۷–۹۱، ارشدان بایستی بدون کیسۀ پول و کوله بار پیش روند، و سَروَر نیازهایشان را اداره خواهد کرد؛ ۹۲–۹۷، بلاها و نفرین ها در انتظار آنهایی هستند که مُژده را انکار می کنند؛ ۹۸–۱۰۲، سرودی نو بر بازخریدیِ صهیون داده می شود؛ ۱۰۳–۱۱۰، بگذارید هر انسانی در وظیفۀ خودش بایستد و در فراخوانی خودش کار کند؛ ۱۱۱–۱۲۰، خدمتگزاران سَروَر بایستی پلیدی ویرانی روزهای آخر را اعلام کنند.

بخش ۸۵

وحی داده شده از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر، در کِرتلندِ اوهایو، ۲۷ نوامبر ۱۸۳۲. این بخش خلاصه ای از یک نامۀ پیامبر به ویلیام واینر فلپس است، که در ایندپندنسِ میسوری زندگی می کرد. این به پرسش ها دربارۀ آن مقدّسینی پاسخ می دهد که به صهیون نقل مکان کرده بودند ولی از فرمانِ تخصیص دادن دارایی هایشان پیروی نکرده بودند، و بدین گونه میراث شان را برپایۀ نظام برقرار شده در کلیسا دریافت نکرده بودند.

۱–۵، میراث ها در صهیون بایستی از طریق تخصیص دادن دریافت شوند؛ ۶–۱۲، شخصی توانا و نیرومند به مقدّسین میراث شان را در صهیون خواهد داد.

بخش ۸۶

وحی داده شده از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر، در کِرتلندِ اوهایو، ۶ دسامبر ۱۸۳۲. این وحی در حالی که پیامبر در حال بازنگری و ویرایش دست نوشتۀ ترجمۀ کتاب مقدّس بود دریافت شد.

۱–۷، سَروَر معنی مَثَل گندم و علف های هرزه را می دهد؛ ۸–۱۱، او برکات کشیشی را به کسانی که برپایۀ جسم وارثان قانونی هستند شرح می دهد.

بخش ۸۷

وحی و نبوّت در مورد جنگ، داده شده از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر، در کِرتلندِ اوهایو یا نزدیک آن، ۲۵ دسامبر ۱۸۳۲. در این زمان جَر و بحث هایی در ایلات متّحده بر سر برده داری و لَغو کردن تعرفه های فدرالِ کارولینای جنوبی شایع بود. تاریخچۀ جوزف اسمیت چنین می گوید که ”نمایان شدن های آشفتگی ها در میان ملّت ها“ داشتند بر پیامبر ”بیشتر آشکار“ می شدند ”تا آن زمانی که کلیسا پیش از این سفرش را به بیرون از بیابان آغاز کرده بود.“

۱–۴، جنگ میان ایالت های شمالی و ایالت های جنوبی پیش بینی می شود؛ ۵–۸، فاجعه های بزرگی بر سر همۀ ساکنان زمین فرو خواهد افتاد.

بخش ۸۸

وحی داده شده از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر در کِرتلندِ اوهایو، ۲۷ و ۲۸ دسامبر ۱۸۳۲، و ۳ ژانویه ۱۸۳۳. پیامبر آن را به عنوان ”’برگ زیتون‘ … چیده شده از درخت فردوس، پیامِ آرامشِ سَروَر به ما برگزید“. این وحی پس از آن که کشیشان اعظم در یک کنفرانس ”جداگانه و با صدای بلند به سَروَر نیایش کردند تا خواست او را بر ما دربارۀ برپا کردنِ صهیون آشکار کند“ داده شد.

۱–۵، مقدّسینِ وفادار آن تسلّی دهنده، که وعدۀ زندگی جاویدان است را دریافت می کنند؛ ۶–۱۳، همۀ چیزها با نور مسیح کنترل و اداره می شوند؛ ۱۴–۱۶، رستاخیز از طریق بازخریدی می آید؛ ۱۷–۳۱، اطاعت از قانون سِلستیال، تِرستیال، یا تِلستیال آدمیان را برای آن ملکوت ها و شکوه های ویژه آماده می کند؛ ۳۲–۳۵، آنهایی که می خواهند در گناه بمانند همچنان آلوده باقی می مانند؛ ۳۶–۴۱، همۀ ملکوت ها با قانون اداره می شوند؛ ۴۲–۴۵، خدا بر همۀ چیزها یک قانون داده است؛ ۴۶–۵۰، آدمی حتّی خدا را خواهد فهمید ؛ ۵۱–۶۱، مَثَل کسی که خدمتگزارانش را به کشتزار می فرستد و به نوبت از آنها دیدار می کند؛ ۶۲–۷۳، به سَروَر نزدیک شوید، و شما رُخسارش را خواهید دید؛ ۷۴–۸۰، خودتان را تقدیس کنید و به یکدیگر اصول ملکوت را آموزش دهید؛ ۸۱–۸۵، هر کسی که هشدار داده شده است بایستی همسایه اش را هشدار دهد؛ ۸۶–۹۴، نشانه ها، دگرگونی های عناصر، و فرشته ها راه را برای آمدن سَروَر آماده می کنند؛ ۹۵–۱۰۲، شیپورهای فرشته ای مردگان را به نوبت شان پیش می خوانند؛ ۱۰۳–۱۱۶، شیپورهای فرشته ها بازآوری مُژده، سقوط بابل، و نبرد خدای بزرگ را اعلام می کنند؛ ۱۱۷–۱۲۶، به دنبال یادگیری باشید، یک خانۀ خدا (معبدی) بنا کنید، و خودتان را با بندهای محبّت بپوشانید؛ ۱۲۷–۱۴۱، نظم مدرسۀ پیامبران، همراه با آیین شستشوی پاها، ارائه می شود.

بخش ۸۹

وحی داده شده از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر، در کِرتلندِ اوهایو، ۲۷ فوریۀ ۱۸۳۳. در نتیجۀ مصرف تنباکو در اوایل توسّط برادران در دیدارهایشان، پیامبر به اندیشیدن بر روی این موضوع هدایت شد؛ در نتیجه، او از سَروَر دربارۀ آن جویا شد. این وحی، شناخته شده به عنوان سخنِ خِرَدمندانه، نتیجۀ آن شد.

۱–۹، مصرف شراب، نوشیدنی های قوی، تنباکو، و نوشیدنی های داغ ممنوع است؛ ۱۰–۱۷، گیاهان، میوه ها، گوشت، و غلّه برای مصرف انسان و حیوانات مقرّر شده اند؛ ۱۸–۲۱، اطاعت از قانون مُژده، همراه با سخن خردمندانه، برکات دنیوی و روحی را می آورد.

بخش ۹۰

وحی به جوزف اسمیتِ پیامبر، داده شده در کِرتلندِ اوهایو، ۸ مارچ ۱۸۳۳. این وحی قدمی در ادامۀ برپایی ریاست اوّل است (به سرفصل بخش ۸۱ نگاه کنید)؛ در نتیجۀ آن، مشاورانِ نام بُرده شده در ۱۸ مارچ ۱۸۳۳ مقرّر شدند.

۱–۵، کلیدهای ملکوت به جوزف اسمیت سپرده می شوند و از طریق او به کلیسا؛ ۶–۷، سیدنی ریگدون و فردریک گرانجر ویلیامز بایستی در ریاست اوّل خدمت کنند؛ ۸–۱۱، مُژده بایستی به ملّت های اسرائیل، به غیریهودیان، و به یهودیان موعظه شده، هر انسانی به زبان خودش بشنود؛ ۱۲–۱۸، جوزف اسمیت و مشاورانش بایستی کلیسا را نظم دهند؛ ۱۹–۳۷، اشخاص گوناگونی از سوی سَروَر خواسته می شوند تا با سربلندی گام برداشته و در ملکوتش خدمت کنند.

بخش ۹۱

وحی داده شده از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر، در کِرتلندِ اوهایو، ۹ مارچ ۱۸۳۳. پیامبر در این زمان مشغول به ترجمۀ کُتُب عهد عتیق بود. به آن بخش از نوشته های باستانی که کُتب کاذبه خوانده می شود رسیده، او از سَروَر جویا شد و این رهنمود را دریافت کرد.

۱–۳، بیشتر کُتب کاذبه درست ترجمه شده است ولی دارای پیوست هایی بدست انسان ها است که راست نیستند؛ ۴–۶، برای کسانی که از سوی روح روشن شوند سودمند است.

بخش ۹۲

وحی داده شده به جوزف اسمیتِ پیامبر، در کِرتلندِ اوهایو، ۱۵ مارچ ۱۸۳۳. این وحی فردریک گرانجر ویلیامز را رهنمود می دهد، کسی که به تازگی به یک مشاورِ جوزف اسمیت، به انجام تکلیف هایش در شرکت متحّد تعیین شده بود (به سرفصل های بخش ۷۸ و ۸۲ نگاه کنید).

۱–۲، سَروَر فرمانی مربوط به پذیرش در نظام متحّد می دهد.

بخش ۹۳

وحی داده شده از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر، در کِرتلندِ اوهایو، ۶ مِی ۱۸۳۳.

۱–۵، همۀ کسانی که با ایمان هستند سَروَر را خواهند دید؛ ۶–۱۸، یوحنا شهادت داد که پسر خدا از فیضی به فیضی رفت تا اینکه او شُکوهِ کامل پدر را دریافت کرد؛ ۱۹–۲۰، آدمیان با ایمان نیز، از فیضی به فیضی رفته، کمال او را دریافت خواهند کرد؛ ۲۱–۲۲، کسانی که از طریق مسیح دوباره زاده می شوند کلیسای نخست زاده هستند؛ ۲۳–۲۸، مسیح کمال همۀ راستی را دریافت کرد، و آدمی با اطاعت می تواند به همان برسد؛ ۲۹–۳۲، آدم در آغاز با خدا بود؛ ۳۳–۳۵، عناصر ابدی هستند، و آدمی می تواند کمال شادی را در رستاخیز دریافت کند؛ ۳۶–۳۷، شُکوه خدا دانایی است؛ ۳۸–۴۰، بچه ها به خاطر بازخریدیِ مسیح در برابر خدا بیگناه هستند؛ ۴۱–۵۳، به برادران رهبری فرمان داده می شود تا خانواده هایشان را نظم دهند.

بخش ۹۴

وحی داده شده از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر، در کِرتلندِ اوهایو، ۲ آگوست ۱۸۳۳. هیرام اسمیت، رینولدز کاهون، و جِرِد کارتر به عنوان کُمیته ساختمان کلیسا تعیین می شوند.

۱–۹، سَروَر فرمانی مربوط به ساخت خانه ای برای کار ریاست می دهد؛ ۱۰–۱۲، یک چاپخانه بایستی ساخته شود؛ ۱۳–۱۷، میراث های ویژه ای اختصاص می یابد.

بخش ۹۵

وحی داده شده از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر، در کِرتلندِ اوهایو، ۱ ژوئن ۱۸۳۳. این وحی دنبالۀ راهنمایی های الهی است برای ساختن خانه ای برای نیایش و رهنمود، خانۀ سَروَر، (به بخش ۸۸‏:۱۱۹–۱۳۶ نگاه کنید).

۱–۶، مقدّسین برای کوتاهی کردن در ساختن خانۀ سَروَر نکوهش می شوند؛ ۷–۱۰، سَروَر خواستار بکار بردن خانه اش برای عطا کردن قدرت به مردمش از آن بالا است؛ ۱۱–۱۷، این خانه بایستی به عنوان مکانی برای نیایش و برای مدرسۀ رسولان وقف شود.

بخش ۹۶

وحی داده شده به جوزف اسمیتِ پیامبر، نظام شهر یا وَتَدِ صهیون را در کِرتلندِ اوهایو، ۴ ژوئن ۱۸۳۳، به عنوان نمونه ای به مقدّسین در کِرتلند نشان می دهد. این رویداد یک کنفرانس کشیشان اعظم بود، و موضوع اصلیِ مورد نظر واگذاریِ زمین های ویژه ای بود که کلیسا نزدیک کِرتلند، با عنوان زمین های کشاورزی فرنچ داشت. از آنجایی که کنفرانس نتوانست موافقت کند چه کسی مسئولیّت این زمین ها را به عهده بگیرد، همه موافقت کردند تا از سَروَر دربارۀ این موضوع جویا شوند.

۱، وَتَد کِرتلندِ صهیون بایستی قدرتمند ساخته شود؛ ۲–۵، اسقف بایستی میراث ها را برای مقدّسین تقسیم کند؛ ۶–۹، جان جانسون بایستی عضوی از نظام متحّد باشد.

بخش ۹۷

وحی داده شده از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر، در کِرتلندِ اوهایو، ۲ آگوست ۱۸۳۳. این وحی به ویژه با امور مقدّسین در صهیون، شهرستان جکسونِ میسوری، در پاسخ به درخواست پیامبر از سَروَر برای اطلاعات ارتباط دارد. اعضای کلیسا در میسوری در این زمان زیر آزار شدیدی بودند و، در ۲۳ جولای ۱۸۳۳، وادار به امضای موافقت نامه ای بر ترک کردن شهرستان جکسون شده بودند.

۱–۲، بسیاری از مقدّسین در صهیون (شهرستان جکسونِ میسوری) برای باایمان بودن شان برکت می یابند؛ ۳–۵، از پارلی پارکر پرَت برای کارهایش در مدرسۀ در صهیون قدردانی می شود؛ ۶–۹، کسانی که پیمان های خود را بجا می آورند از سوی سَروَر پذیرفته می شوند؛ ۱۰–۱۷، خانه ای بایستی در صهیون ساخته شود که در آن پاکدلان، خدا را خواهند دید؛ ۱۸–۲۱، صهیون پاک دلانند؛ ۲۲–۲۸، صهیون از تازیانۀ سَروَر رهایی خواهد یافت اگر او با ایمان باشد.

بخش ۹۸

وحی داده شده از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر، در کِرتلندِ اوهایو، ۶ آگوست ۱۸۳۳. این وحی در نتیجۀ آزار بر مقدّسین در میسوری آمد. افزایش اسکان یافتن اعضای کلیسا در میسوری برخی مهاجران دیگر را، که از تعداد، نفوذ سیاسی و اقتصادی، و تفاوت های فرهنگی و مذهبیِ مقدّسین احساس خطر می کردند، آشفته کرده بود. در جولای ۱۸۳۳، یک باند تبهکار دارایی های کلیسا را نابود کردند، بر دو عضو کلیسا قیر ریخته و با پر پوشاندند، و خواستار شدند که مقدّسین شهرستان جکسون را ترک کنند. با وجودی که خبرهایی از مشکلات در میسوری بدون شک به پیامبر در کرتلند (نهصد مایل دورتر) رسیده بود، از جدی بودن وضعیّت در این تاریخ او تنها از طریق وحی می توانست آگاه شده باشد.

۱–۳، رنج های مقدّسین برای خوبی آنها خواهد بود؛ ۴–۸، مقدّسین بایستی از قانون اساسی سرزمین پشتیبانی کنند؛ ۹–۱۰، انسان های صادق، خردمند، و نیکو بایستی برای دولتی غیرمذهبی پشتیبانی شوند؛ ۱۱–۱۵، کسانی که جان خود را به خاطر سَروَر می دهند زندگی جاویدان خواهند داشت؛ ۱۶–۱۸، جنگ را رد کنید و صلح را اعلام کنید؛ ۱۹–۲۲، مقدّسین در کِرتلند سرزنش می شوند و فرمان داده می شوند تا توبه کنند؛ ۲۳–۳۲، سَروَر قانون هایش را در اداره کردن آزارها و رنج های وارد شده بر مردمش آشکار می کند؛ ۳۳–۳۸، جنگ تنها هنگامی که سَروَر آن را فرمان دهد مُوجّه است؛ ۳۹–۴۸، مقدّسین بایستی دشمنان شان را ببخشند، کسانی که، اگر توبه کنند، از انتقام سَروَر نیز رهایی خواهند یافت.

بخش ۹۹

وحی داده شده از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر به جان مورداک، ۲۹ آگوست ۱۸۳۲، در هیرامِ اوهایو. برای بیش از یک سال، جان مورداک مُژده را موعظه می کرد در حالی که فرزندانش — پس از مرگ زنش، جولیا کلپ، در آوریل ۱۸۳۱ بدون مادر بوده — با خانواده های دیگر در اوهایو ساکن بودند.

۱–۸، جان مورداک فرا خوانده می شود تا مُژده را اعلام کند، و کسانی که او را بپذیرند سَروَر را می پذیرند و بخشش را بدست خواهند آورد.

بخش ۱۰۰

وحی داده شده به جوزف اسمیتِ پیامبر و سیدنی ریگدون، در پِریزبِرگِ نیویورک، ۱۲ اکتبر ۱۸۳۳. این دو برادر، از خانواده هایشان برای چندین روز غایب بوده، دربارۀ آنها کمی احساس نگرانی کردند.

۱–۴، جوزف و سیدنی بایستی برای رستگاری روان ها مُژده را موعظه کنند؛ ۵–۸، در همان ساعت به آنها داده خواهد شد چه باید بگویند؛ ۹–۱۲، سیدنی بایستی یک سخنگو و جوزف بایستی یک دریافت کنندۀ وحی و توانمند در گواهی باشد؛ ۱۳–۱۷، سَروَر مردمی پاک را برمی خیزاند، و فرمانبران نجات خواهند یافت.

بخش ۱۰۱

وحی داده شده به جوزف اسمیتِ پیامبر، در کِرتلندِ اوهایو، ۱۶ و ۱۷ دسامبر ۱۸۳۳. در این زمان مقدّسینی که در میسوری گردهم آمده بودند آزارهای بسیاری می دیدند. باندهای تبهکار آنها را از خانه هایشان در شهرستان جکسون رانده بودند؛ و برخی از مقدّسین تلاش کرده بودند تا در شهرستانهای وَن بیورِن، لافایِت، و رِی خودشان را جای دهند، ولی آزارها آنها را دنبال می کردند. گروه اصلی مقدّسین در آن زمان در شهرستان کِلِیِ میسوری بود. تهدیدهای به مرگ برعلیه افراد کلیسا بسیار بودند. مقدّسین در شهرستان جکسون اثاثیۀ خانه، پوشاک، چارپایان، و دارایی های شخصی دیگر را از دست داده بودند؛ و بسیاری از غلّاتِ آنها نابود شده بود.

۱–۸، مقدّسین به خاطر سرپیچی هایشان نکوهش می شوند و رنج می کِشند؛ ۹–۱۵، غضب سَروَر بر ملّت ها فرو خواهد ریخت، ولی مردم او گردآوری شده و تسلّی خواهند یافت؛ ۱۶–۲۱، صهیون و وَتَدهایش برپا خواهند شد؛ ۲۲–۳۱، سِرشت زندگی در طول هزاره ارائه می شود؛ ۳۲–۴۲، در آن زمان مقدّسین برکت یافته و پاداش دریافت خواهند کرد؛ ۴۳–۶۲، مَثَل آن نجیب زاده و درختان زیتون، اشاره به آشفتگی ها و بازخرید نهایی صهیون است؛ ۶۳–۷۵، مقدّسین بایستی به گردهم آمدن ادامه دهند؛ ۷۶–۸۰، سَروَر قانون اساسی ایلات متحّده را برپا کرد؛ ۸۱–۱۰۱، مقدّسین بایستی، برپایۀ مَثَل آن زن و داور ستمگر، برای جبران خسارت پافشاری کنند.

بخش ۱۰۲

یادداشت های سازمانِ نخستین شورای عالی کلیسا، در کِرتلندِ اوهایو، ۱۷ فوریۀ ۱۸۳۴. یادداشت های اصلی توسّط ارشدان آلیور کاودری و اورسون هاید ثبت شدند. پیامبر روز بعد یادداشت ها را اصلاح کرد، و روز بعد از آن یادداشت های تصحیح شده به اتفاق آراء شورای اعظم به عنوان ”یک شکل و قانون اساسی شورای اعظم“ کلیسا پذیرفته شد. آیه های ۳۰ تا ۳۲، در رابطه با شورای دوازده رسول، در ۱۸۳۵ هنگامی که این بخش برای چاپ در اصول و پیمان ها آماده می شد زیر نظر جوزف اسمیت افزوده شدند.

۱–۸، یک شورای عالی تعیین می شود تا دشواری های مهمی که در کلیسا بوجود می آیند را حل و فصل کند؛ ۹–۱۸، دستورالعمل ها برای شنیدن موارد داده می شوند؛ ۱۹–۲۳، رئیس شورا مصوبّه را ارائه می دهد؛ ۲۴–۳۴، دستورالعمل تجدید نظر ارائه می شود.

بخش ۱۰۳

وحی داده شده از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر، در کِرتلندِ اوهایو، ۲۴ فوریۀ ۱۸۳۴. این وحی پس از ورود پارلی پارکر پرَت و لیمن وِیت به کِرتلندِ اوهایو، که از میسوری آمده بودند تا با پیامبر دربارۀ یاری رساندن و بازآوری مقدّسین به سرزمین هایشان در شهرستان جکسون مشورت کنند، دریافت شد.

۱–۴، چرا سَروَر اجازه داد تا مقدّسین در شهرستان جکسون مورد آزار قرار می گیرند؛ ۵–۱۰، مقدّسین چیره خواهند شد اگر فرمان ها را نگه دارند؛ ۱۱–۲۰، بازخریدی صهیون با قدرت خواهد آمد، و سَروَر پیشاپیش مردمش خواهد رفت؛ ۲۱–۲۸، مقدّسین بایستی در صهیون گردهم آیند، و کسانی که جانشان را می دهند آن را دوباره خواهند یافت؛ ۲۹–۴۰، چند تن از برادران فراخوانده می شوند تا اردوگاه صهیون را سازمان دهند و به صهیون بروند؛ به آنها پیروزی وعده داده می شود اگر آنها وفادار باشند.

بخش ۱۰۴

وحی داده شده به جوزف اسمیتِ پیامبر، در کِرتلندِ اوهایو یا نزدیک آن، ۲۳ آوریل ۱۸۳۴، دربارۀ شرکت متحّد (به سرفصل های بخش های ۷۸ و ۸۲ نگاه کنید). این رویداد احتمالاً جلسۀ شورای اعضای شرکت متحّد بود، که مواد مورد نیاز فوری کلیسا مطرح شد. یک جلسۀ شرکت پیش از آن در ۱۰ آوریل تصویب کرده بود که سازمان بایستی مُنحل شود. این وحی راهنمایی می کند که شرکت بجای آن دوباره سازماندهی شود؛ دارایی های آن در میان اعضای شرکت به سرپرستی خودشان تقسیم شود. با رهنمود جوزف اسمیت، عبارت ”شرکت متحّد“ در این وحی پس از آن به ”نظام متحّد“ تبدیل شد.

۱–۱۰، مقدّسینی که از نظام متحّد سرپیچی کنند نفرین خواهند شد؛ ۱۱–۱۶، سَروَر به رَوش خودش مقدّسینش را تأمین می کند؛ ۱۷–۱۸، قانون مُژده مراقبت کردن از بینوایان را اداره می کند؛ ۱۹–۴۶، سرپرستی ها و برکات چندین برادر معّین می شوند؛ ۴۷–۵۳، نظام متحّد در کرتلند و در صهیون بایستی جداگانه عمل کنند؛ ۵۴–۶۶، خزانۀ مقدّسِ سَروَر برای چاپ نوشته های مقدّس برپا می شود؛ ۶۷–۷۷، خزانۀ عمومی نظام متحّد بایستی بر اساس موافقت همگانی عمل کند؛ ۷۸–۸۶، کسانی که در نظام متحّد هستند بایستی همۀ بدهی های خود را پرداخت کنند، و سَروَر آنها را از بند مالی رهایی خواهد داد.

بخش ۱۰۵

وحی داده شده از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر، بر رودخانۀ فیشینگ، میسوری، ۲۲ ژوئن ۱۸۳۴. تحت رهبری پیامبر، مقدّسین از اوهایو و نواحی دیگر در یک سفرِ گروهی که بعد ها به عنوان اردوی صهیون شناخته شد به سوی میسوری پیشروی کردند. هدف آنها محافظت کردن از مقدّسینِ بیرون رانده شدۀ میسوری در برگشتن به سرزمین هایشان در شهرستان جکسون بود. آن اهالی میسوری که پیش از آن مقدّسین را آزار داده بودند از تلافی کردن اردوی صهیون ترسیدند و پیشدستی کرده به چند مقدّسی که در شهرستان کِلیِ میسوری زندگی می کردند حمله کردند. پس از اینکه فرماندار میسوری از وعدۀ پشتیبانی کردن از مقدّسین دست کشید، جوزف اسمیت این وحی را دریافت کرد.

۱–۵، صهیون با هماهنگی با قانون سلستیال ساخته خواهد شد؛ ۶–۱۳، بازخریدیِ صهیون برای مدّت کوتاهی عقب انداخته می شود؛ ۱۴–۱۹، سَروَر نبردهای صهیون را خواهد جنگید؛ ۲۰–۲۶، مقدّسین بایستی خردمند باشند و در حالی که گردهم می آیند به کارهای بزرگ نبالند؛ ۲۷–۳۰، زمین های جکسون و شهرستان های همجوار بایستی خریداری شوند؛ ۳۱–۳۴، ارشدان قرار است در خانۀ سَروَر در کرتلند یک عطا دریافت کنند؛ ۳۵–۳۷، مقدّسینی که هم فرا خوانده می شوند و هم برگزیده می شوند تقدیس خواهند شد؛ ۳۸–۴۱، مقدّسین بایستی یک پرچم صلح بر جهان بلند کنند.

بخش ۱۰۶

وحی داده شده از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر، در کِرتلندِ اوهایو، ۲۵ نوامبر ۱۸۳۴. این وحی خطاب به وارِن ا کاودری، برادر بزرگتر الیور کاودری است.

۱–۳، وارِن ا کاودری به عنوان مدیر اجراییِ محلی فرا خوانده می شود؛ ۴–۵، آمدنِ دوّم فرزندانِ نور را مانند یک دزد غافلگیر نخواهد کرد؛ ۶–۸، برکات بزرگی به دنبال خدمت وفادارانه در کلیسا می آید.

بخش ۱۰۷

وحی بر کشیشی، داده شده از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر، در کرتلند اوهایو، حدود آوریل ۱۸۳۵. با وجودی که این بخش در ۱۸۳۵ ثبت شد، نگاشته های تاریخی ثابت می کند که بیشتر آیه های ۶۰ تا ۱۰۰ پیوست به یک وحی داده شده از طریق جوزف اسمیت در ۱۱ نوامبر ۱۸۳۱ می شوند. این بخش با سازمانِ گروه دوازده تن در فوریه یا مارچ ۱۸۳۵ ارتباط داشت. به نظر می رسد پیامبر آن را در حضور کسانی که در حال راهی شدن به نخستین مأموریّت گروهیِ مذهبی در ۳ مِی ۱۸۳۵ بودند، عنوان کرد.

۱–۶، دو تا کشیشی وجود دارد: مِلِکیصدِق و هارونی؛ ۷–۱۲، کسانی که کشیشیِ مِلِکیصدِق را دارا هستند قدرت انجام وظیفه در همۀ وظیفه های در کلیسا را دارند؛ ۱۳–۱۷، مقام اسقفی بر کشیشیِ هارونی، که آیین های بیرونی را اجرا می کند ریاست دارد؛ ۱۸–۲۰، کشیشیِ مِلِکیصدِق کلیدهای همۀ برکت های روحی را دارا است؛ کشیشیِ هارونی کلیدهای خدمت فرشتگان را دارا است؛ ۲۱–۳۸، ریاست اوّل، دوازده تن، و هفتادان گروه اجرایی را تشکیل می دهند، که تصمیمات آنها بایستی در اتحاد و پرهیزکاری گرفته شوند؛ ۳۹–۵۲، نظام سرنیایی از آدم تا نوح برپا شده است؛ ۵۳–۵۷، مقدّسین باستانی در آدم-آندی-آحمان گردهم آمدند، و سَروَر بر آنها پدیدار شد؛ ۵۸–۶۷، دوازده تن بایستی مدیران کلیسا را به نظم آورند؛ ۶۸–۷۶، اسقفان به عنوان داوران عمومی در اسرائیل خدمت می کنند؛ ۷۷–۸۴، ریاست اوّل و دوازده تن بالاترین دادگاه کلیسا را تشکیل می دهند؛ ۸۵–۱۰۰، رئیسان کشیشی، گروه های مربوط به خودشان را اداره می کنند.

بخش ۱۰۸

وحی داده شده از طریق جوزف اسمیتِ پیامبر، در کِرتلندِ اوهایو، ۲۶ دسامبر ۱۸۳۵. این بخش بنا به درخواست لیمن شِرمَن دریافت شد، کسی که پیش از آن عضو هفتادان مقرّر شده بود و کسی که با درخواست یک وحی به نزد پیامبر آمده بود تا تکلیفش آشکار شود.

۱–۳، لیمن شِرمَن از گناهانش بخشیده شده است؛ ۴–۵، او می بایستی با ارشدانِ رهبری کلیسا شمرده شود؛ ۶–۸، او فراخوانده شده است تا مُژده را موعظه کند و برادرانش را نیرومند کند.

بخش ۱۰۹

نیایشی که در تخصیص دادنِ معبد در کرتلند اوهایو، ۲۷ مارچ ۱۸۳۶، انجام شد. برپایۀ بیانیّۀ نوشته شدۀ پیامبر، این نیایش از طریق وحی بر او داده شد.

۱–۵، معبدِ کرتلند به عنوانِ مکانی برای دیدارِ پسر انسان ساخته شد؛ ۶–۲۱، آن بایستی یک خانۀ نیایش، روزه داری، ایمان، یادگیری، شُکوه، و نظم باشد، و یک خانۀ خدا باشد؛ ۲۲–۳۳، باشد تا آن توبه ناپذیرانی که با مردمِ سَروَر مخالفت می کنند شرمسار شوند؛ ۳۴–۴۲، باشد تا مقدّسین در قدرت پیش رفته تا پرهیزکاران را به صهیون گردآورند؛ ۴۳–۵۳، باشد تا مقدّسین از چیزهای هراس انگیزی که بر سر نابکاران در روزهای آخر ریخته می شود رهایی یابند؛ ۵۴–۵۸، باشد تا ملّت ها و مردمان و کلیساها برای مُژده آماده شوند؛ ۵۹–۶۷، باشد تا یهودیان، لامانیان، و همۀ اسرائیل بازخرید شوند؛ ۶۸–۸۰، باشد تا بر مقدّسین تاجی از شُکوه و ارجمندی قرار داده شود و رستگاریِ ابدی را بدست آورند.

بخش ۱۱۰

رؤیاهایی بر جوزف اسمیتِ پیامبر و الیور کاودری در معبد در کرتلند اوهایو، ۳ آوریل ۱۸۳۶ آشکار شد. این رویداد یک جلسۀ روز سبّت بود. تاریخچۀ جوزف اسمیت چنین بیان می کند: ”در بعد از ظهر، من به رئیسان دیگر در پخش شام آخر سَروَر به کلیسا یاری کردم، آن را از دوازده تن دریافت کرده، کسانی که امتیازشان انجام وظیفه در میز مقدّس در این روز بود. پس از انجام این خدمت به برادرانم، من به سکوی خطابه رفتم، پرده ها انداخته شده بودند، و من، همراه با الیور کاودری، در یک نیایش مقدّس و بی صدا، خودم را خم کردم. پس از برخاستن از نیایش، رؤیای زیر بر هر دوی ما گشوده شد.“

۱–۱۰، سَروَر یَهُوه در شُکوه پدیدار می شود و معبد کرتلند را به عنوان خانه اش می پذیرد؛ ۱۱–۱۲، موسی و الیاس هر کدام پدیدار می شوند و کلیدها و دوره شان را می سپُرَند؛ ۱۳–۱۶، ایلیّا باز می گردد و کلیدهای دورانش را همان گونه که توسّط ملاکی وعده داده شده بود می سپُرَد.